مقالات

مقالات

هنگام تمرین لطفاً سمج باشید

  • انتشار1398/11/20
  • 385بازدید
هنگام تمرین لطفاً سمج باشید

 

هنگام تمرین لطفاً سمج باشید

 

درود به نوازندگان تار و سه تار و همچنین دنبال کنندگان وبسایت نت به نت. علی اقبال هستم و در این پست میخواهم از یک راز برایتان صحبت کنم. رازی که اگر به آن عمل کنید بدون شک شگفت زده می شوید و نوازندگی شما دگرگون خواهد شد. صحبت من راجع به سماجت است. بله، سماجت!

سماجت نه فقط در تمرین موسیقی، بلکه عامل موفقیت در تمام کارهاست. آیا برای شما هم پیش آمده که هنگام نواختن یک قطعه یا تمریناتی که از روی نت مینوازید، گیر کنید و پس از دقایقی کلنجار رفتن با آن، کلافه شوید و سازتان را کنار بگذارید و از تمرین دست بکشید؟ برای من که زیاد پیش آمده. مثلاً مشغول تمرین چهارمضراب ماهور از کتاب ده قطعه برای تار، اثر استاد حسین علیزاده بودم؛ که در خط چهارم، هر کاری کردم نفهمیدم چطور باید اجرایش کنم. البته ناگفته نماند، قطعه‌ی سختی بود ولی من هم معمولاً عاشق کارهای سختم. یعنی وقتی مشغول تمرین آهنگ های سخت می شوم، برایم بسیار هیجان انگیز است. خلاصه به هر دری زدم نتوانستم گره ای از کار باز کنم. با خودم گفتم فعلاً استراحت می کنم، فردا دوباره مشغولش می شوم. کتاب را بستم و ساز را در کاور گذاشتم. من یک عادتی دارم که اگر معمای حل نشده ای داشته باشم، دائم با خودم فکر میکنم و تا حل کردن آن، دائم ذهنم در گیر است. با اینکه سعی میکنم فکرم را از موضوع منحرف کنم و به کارهای روزمره ادامه دهم، اما باز همان افکار به سراغم می آیند. این باعث میشود با خودم در یک جدال باشم. آن نتی که برایم نامفهوم بود و نمیدانستم چطور باید نواخت، باعث شده بود انگیزه ام را از ادامه نواختن آن قطعه از دست بدهم. منی که هر روز حداقل دو ساعت تمرین داشتم، به مدت سه روز بی خیال ساز شدم. خلاصه روز سوم با خودم گفتم، من علی اقبال هستم، یک شهریوری سمج!! باید بفهمم قضیه این نت چیست!

 

 

 

 

سماجتی که ثمر بخش شد

 

جمعه شب بود. تقریبا ً ساعت 11 شب رسیدم منزل، تارم را برداشتم و گفتم باید بفهمم موضوع چیست. تمام حالت های آن نت را بررسی کردم. شاید بگویید خب فایل صوتی این درس را با یک سرچ ساده در اینترنت پیدا میکردی بعد گوش میدادی و راحت میزدی! در جریان این موضوع بودم. ولی میخواستم ببینم چقدر میتوانم روی توانایی خودم حساب کنم. وقتی نت آهنگ روبروی من است و خود بیانگر همه چیز است، اگر نتوانم از روی آن بزنم این ضعف من است. هر کاری کردم قطعه جور در نمی آمد. کلافه شده بودم ولی تسلیم نشدم. یک قلم و کاغذ برداشتم و نت را روی آن کشیدم و با دهانم شروع کردم به نواختن ضرب آن. مشکل من در ملودی ها نبود. ملودی آهنگ برایم مشخص بود، ولی وزن آهنگ درست نمیشد. تا اینکه برنامه مترونوم موبایلم را باز کردم و آن را طبق الگوی ریتم آهنگ که 16/6  بود تنظیم کردم. چند بار با مترونوم قطعه را وزن خوانی کردم تا بالاخره فهمیدم داستان چیست. خیلی خوشحال شدم که خودم توانستم مشکلم را حل کنم. این یک وجه از شخصیت من است که اگر حس کنم موضوعی با من سر لج دارد، من هم کوتاه نمی آیم. خودم را در شرایط سخت قرار میدهم حتی اگر آن شرایط طاقت فرسا باشد. گرچه هم فیلم این قطعه در اینترنت موجود بود و هم اینکه استادی داشتم که مرا راهنمایی کند؛ اما وقتی خودم راه حل را کشف کنم، نواختن خیلی برایم لذت بخش تر میشود.

 

 

 آهنگهای قدیمی ایرانی را در این بخش آموزش ببینید


 

به تمرین ها مثل یک بازی جذاب نگاه کنید.

 

من در ابتدا میانه خوبی با نت نداشتم و همیشه از آن فراری بودم. پس از شرکت در کلاس استاد حامد فکوری، از نوازندگان خوب تار و سه تار کشور، مسیر نوازندگی من عوض شد و ایشان نوازندگی من را تربیت کردند. به گفته ایشان وقتی مشغول به نواختن یک قطعه ای شدی، ذهنت را مشغول آهنگ دیگری نکن. فقط روی همان قطعه ای که نتش را در مقابلت گذاشته ای تمرکز کن. من هم به گفته ایشان عمل کردم. وقتی درس جدیدی به من می دادند، تمام تمرکزم را بر همان درس معطوف می کردم. کتاب را روی پایه نت میگذاشتم و با خود قرار دادی تحت این عنوان می بستم: من هم اکنون یک ساعت تمرین خواهم کرد و در این یک ساعت باید نصف صفحه را بزنم! سپس شروع به نواختن میزان به میزان قطعه می کردم. شاید 30 بار یک میزان را میزدم تا آن را کامل و درست بنوازم. این تلاشم برای درست نواختن باعث میشد میزان را کاملا حفظ شوم. از روی نت نواختن خیلی برایم لذت بخشد شد. آنقدر غرق در تمرین میشدم که به جای یک ساعت، دو الی سه ساعت تمرین می کردم و زمان فراموشم میشد. مثل یک بازی جذاب کامپیوتری به جان قطعه می افتادم و پیش میرفتم.

 

 

 

 

صحبت پایانی

 

دوستان عزیزم! این مقاله را صرفاً به این جهت نوشتم تا بگویم وقتی مشغول نواختن یک آهنگ می شوید، تمام تمرکزتان را روی آن بگذارید. قطعه را تحلیل کنید. اگر جایی دچار سردرگمی شدید، پیگیر باشید تا راه حل را پیدا کنید. یک محدوده‌ی زمانی برای خودتان تعیین کنید و فقط در آن زمان مشخص شده به تمرین بپردازید. باور کنید لذتی که در تمرین و اثر بخشی تمرین هست، در خود آهنگ نیست. فقط تمرین است که شما را خاص میکند. پیشنهاد میکنم بیشتر دنبال قطعات سخت باشید. آهنگ هایی که تکنیک زیاد دارند. فقط به ملودی های یک آهنگ فکر نکنید. پنجه ها و مضراب شما باید تقویت شود. وقتی به جای جای دسته تار یا سه تار مسلط شوید، در بداهه نوازی هم قدرتمند خواهید شد.

به امید موفقیت روز افزون شما

علی اقبال

 

 

0