مقالات

مقالات

چگونه با سه تار نوازی به آرامش برسیم ؟

  • انتشار1398/06/08
  • 244بازدید
چگونه با سه تار نوازی به آرامش برسیم ؟

چگونه با سه تار نوازی به آرامش برسیم ؟

 

قبل شروع این مقاله ، میخواهم از یک راز برایتان حرف بزنم. رازی که اگر به آن دست پیدا کنید قطعاً تاثیرات شگرفی روی نوازندگیتان خواهد داشت. عنوان مقاله خیلی جذاب است. نه؟

بدون شک مهمترین نیاز بشر آرامش است و اگر به تمام جزئیات زندگی خود نگاه کنید متوجه خواهید شد در نهایت دنبال آرامش هستید و از هر آنچه که مانع رسیدن شما به آرامش شود دوری می کنید. همراهان عزیز، در وبسایت نُت به نُت در مورد مسائلی حرف میزنیم که میتوان گفت در عمیق ترین لایه های ذهنی شما قرار دارد و اگر به پاسخ این سوالات دست پیدا کنید، همه چیز عوض می شود. مطمئنا اگر کل کتابهای سه تار و همچنین کل اینترنت را زیر و رو کنید مطالبی این چنین نخواهید یافت. در پایان این مقاله به باوری خواهید رسید که به شما کمک خواهد کرد با انگیزه ای بیشتری تمرین کنید و همچنین خالق آهنگهایی باشید که از اعماق ذهن خودتان می تراود و در نهایت به لذت آرامش با نواختن سه تار برسید.

 

جادوی سه تار نوازی

 

من علی اقبال هستم و میخواهم کمی با دید متفاوتی شما را با باورهایتان روبرو کنم و از ناب ترین احساسم با سه تارم برایتان بگویم. در ابتدا خدمتتان عرض کنم بنده استاد نیستم و نوازنده حرفه ای هم نیستم. گاهاً مشاهده کرده ام عده ای با کامنتهای خودشان بنده را کوبیده اند که شما استاد نیستی و یا اینکه ابتدا خودت سه تار را یاد بگیر بعد آموزش بده. متاسفانه در جامعه ما منتقدانی هستند که بدون توجه به جوانب یک کار از راه می رسند و تمام کار طرف را زیر سوال می برند. البته بنده توجهی نمی کنم چون عامل اصلی این برخوردها را ضعف این عزیزان می دانم. این مطلب را گفتم که بدانید بنده به هیچ وجه یک استاد سه تار نیستم و فقط و فقط تجربیات شخصی خودم را عنوان می کنم. و چون به این معتقدم که همه ما انسانها احساسات مشترکی داریم و ارتعاشات و فرکانس هایی معلوم و نامعلوم، عامل جذب ما به یکدیگر است. پس اگر احساسی برای من لذت بخش است قطعاً می تواند برای دیگران هم لذت بخش باشد. می دانید چرا می گویم جادوی سه تار نوازی؟ اصلا ببینیم جادو چیست؟ تصور کنید چوبی جادویی بر دست دارید و می توانید با آن کارهای مختلف انجام دهید. چه کاری انجام می دهید؟ اگر تنها یک انتخاب برای استفاده از چوب جادو داشته باشید چه کار میکنید؟ حتما خواهید گفت باید پولدار شوم. پول، زندگی مرا عوض میکند.  چوب را روبه گلدان اتاق می گیرید تا تبدیل به یک صندوق پر از پول شود. وقتی پول داشته باشید دیگر همه چیز دارید. پس جادو به معنای کلی کاری خارق العاده است. و سه تار من همان "چوب جادویی" من است. نمیخواهم سراغ صحبت های کلیشه ای بروم که میگویند پول همه چیز است و وقتی پول نداری ساز به چه درد میخورد. تصور می کنیم شما از نظر مالی تامین هستید و هیچ نیازی به پول ندارید اما همیشه دنبال یک گمشده هستید. در جایی سکون ندارید. خیلی زود حوصله تان سر می رود و اگر زود رنج باشید سر یک اتفاق کوچک بهم می ریزید و مجبور می شوید سراغ قرص های آرامبخش بروید. بنده به شخصه تمام این موارد را دارا هستم و تنها مسکنم "سه تار" من است. گوشه ای دنج باشد و سه تار، من دیگر آرام آرامم و بی نیاز از همه چیز. به نظرتان این جادو نیست؟ وقتی در بدترین حالت روحی ممکن باشی و با سازت گفتگو کنی و دقایقی بعد مثل یک قاصدک آرام و رها باشی. این احساس شخصی من بود و من معتقدم بداهه نوازی شیوه آرام سازی ذهن بوسیله نوازندگی است. 

 

 

آزاد نوازی مقدمه ای برای بداهه نوازی

 

نوازنده هر سازی که باشید حتماً در کلاسی ثبت نام کرده اید و مشغول یادگیری آن ساز از روی کتابی هستید. استاد مربوطه کتابی را به شما معرفی میکند و شما آن را خریداری میکنید و استاد طبق آن کتاب درسها را پیش می برد. من با این روش مخالف نیستم. اما تا کجا باید با کتاب پیش رفت؟ اگر به نحوه آموزش من دقت کنید، من هم در پکیج های آموزشی خودم کتاب استاد ذوالفنون را برای تدریس انتخاب کرده ام و به هنرجویان معرفی میکنم و طبق آن پیش میروم. کتاب را صرفاً به این جهت انتخاب کرده ام تا هنرجویان مقداری با نت آشنا شوند و همچنین کمی با اصول نت خوانی و حال و هوای دستگاه های موسیقی ایرانی آشنا شوند ولی تاکید من بر بداهه نوازی است. یعنی خلق یک قطعه موسیقی از ذهن خودتان در همان لحظه، که این نیاز به یک تجربه و ذهنی آزاد دارد. لذا بحث آزاد نوازی را عنوان می کنم تا کمی با چم و خم کار آشنا شوید.

 

برای خرید سه تار به فروشگاه نُت به نُت مراجعه کنید

 

 

 آزاد نوازی شامل دو مرحله است که پیشنهاد میکنم آن را جزو عادات روزانه خود قرار دهید.

 

مرحله 1 - ساز خود را بردارید و در گوشه ای ساکت بنشینید. برای این کار اگر به طبیعت بروید که خیلی بهتر و موثر تر است. اما اگر امکانش نیست، آرام ترین قسمت منزل را انتخاب کنید و آنجا بنشینید. بدون توجه به آهنگ خاصی یا در نظر گرفتن تکنیک خاصی روی پرده ها رفت و آمد کنید. هیچ قانونی را رعایت نکنید و بگذارید همه چیز در همان لحظه اتفاق بیفتد.

مرحله 2-  چشمانتان را ببندید و واقعه ای را تجسم کنید. مثلاً در آغوش گرفتن معشوقتان یا لحظه تولد یک کودک و یا خدایی نکرده درگذشت یکی از عزیزان. با توجه به حس و حال آن واقعه شروع به نواختن نموده و تمام جزئیات آن صحنه را تجسم کنید. به عنوان پیشنهاد عرض میکنم اگر واقعه ای که در خیالتان می گذرد غمناک است، در دستگاه همایون "آواز اصفهان"، و اگر واقعه شاد و امید بخش است در دستگاه ماهور بنوازید. دقیقاً مثل یک موسیقی فیلم. سعی کنید داستانی که تجسم می کنید، از فراز و فرود برخوردار باشد. گاهی سرعت بگیرد و گاه آرام به پیش رود. اینها باعث می شود قدرت تخیل شما تقویت شود و بتوانید احساستان را روی ساز پیاده کنید. الگوی من در این شکل نوازندگی، استاد حسین علیزاده است. اگر به موسیقی فیلم هایی که ایشان ساخته اند توجه کنید متوجه می شوید چقدر موسیقی روی آن کار نشسته است. به عقیده بنده استاد علیزاده ابتدا سناریو را تجسم میکند و در موضوع فیلم غرق میشود و سپس موسیقی فیلم را می نوازد . بگذریم...

 به اینجا رسیدیم که تخیلات ذهنی خودمان را روی ساز بیاوریم. سعی کنید آزاد نوازی به صورت عادت روزانه در آورید. حداقل روزی 10 دقیقه آن را تمرین کنید.

 

 

شروع فرآیند آرام سازی ذهن

 

وقتی تخیلات و تجسمات خود را روی ساز آوردید، دقیقاً مثل این است که سیمی از مغزتان به ساز وصل شده باشد و بواسطه آن سیم تمام تنش ها یا استرس ها یا انرژی های منفی از طریق فرمان مغز تبدیل به نواخته ها می شود. مثل یک نویسنده که تمام ذهنیاتش را با قلم روی کاغذ منتقل می کند. شاید آن نوشته و یا آن قطعه موسیقی برای مخاطب آزار دهنده باشد و شاید هم نه؛ ولی این شما هستید که به آرامش میرسید. لذا پیشنهاد میکنم برای برون ریزی ذهن، حتماً تنها باشید و در خلوت خودتان بنوازید. اگر بخواهم نمونه ای از این برون ریزی را برایتان مثال بزنم می توانم به آثار پیکاسو اشاره کنم. سبک کاری پیکاسو کوبیسم است. اگر به یکی از تابلو های او دقت کنید، دچار استرس و تشویش میشوید و میگویید این دیگر چیست و چرا به عنوان شاهکار هنری شناخته شده. داستان اینجاست که پیکاسو تمام ذهنیات خود را روی بوم تخلیه و یا بهتر بگویم "استفراغ" کرده است. او به آرامش رسیده و از جنجالی ذهنی آزاد شده. که داستان این آرام سازی برای بشر و جامعه هنری قابل اهمیت بود. کل ماجرای رسیدن به آرامش همین بود.

 

حرف پایانی

 

 در پایان از  شما خواهشمندم "آزاد نوازی" را به طور روزانه انجام دهید. بدون توجه به هیچ قانون و قاعده ای بنوازید. بگذارید همه چیز از ذهن شما تراوش کند، به تخیلات خود توجه کنید. گاهی فیلمی را پخش کنید و صدای آن را ببندید و روی آن صحنه بنوازید. این کار خیلی لذت بخش است و باعث میشود قدرت بداهه نوازی در شما تقویت گردد. مطالبی که خواندید، نه تنها برای تار و سه تار، بلکه برای کل سازها صادق است. شما را به خداوند بزرگ می سپارم. شاد و موفق و پیروز باشید.

علی اقبال

 

0