مقالات

مقالات

نکاتی مهم در مورد بداهه نوازی

  • انتشار1398/05/12
  • 161بازدید
نکاتی مهم در مورد بداهه نوازی

مطلبی که خواهید خواند در هیچ کجای اینترنت وجود ندارد و حتی در هیچ کتابی هم وجود ندارد چون تجربه شخصی بنده « علی اقبال » است . در ادامه این مقاله برایتان خواهم گفت چرا و چگونه به بداهه نوازی علاقه مند شدم و برای اینکه بتوانیم بداهه نوازی کنیم چه کاری باید انجام دهیم . امیدوارم با شرح تجربیاتم بتوانم شما را به هنر لذت بخش و زیبای بداهه نوازی نزدیک کنم.

 

بداهه نوازی چیست ؟

 

بداهه نوازی یا با نام لاتین Improvisition  روشی است که نوازنده یا نوازندگان در لحظه خلق اثر میکنند . همه چیز در همان لحظه اتفاق می افتد . به اعتقاد بسیاری از اساتید موسیقی  بداهه نوازی اوج هنر یک نوازنده است . طی مصاحبه هایی که از مخاطبانی که در کنسرت های بداهه نوازی شرکت کرده بودند نظر اکثر آنها به اتفاق این بوده که : نوازنده انگار حرف دل ما را میزند ، ملودی ها به دل و جان ما مینشیند ، همه چیز در لحظه اکنون است و نظراتی از این قبیل که حاکی از آن است مخاطب از بداهه نوازی لذت میبرد و این لذت با درجه بالاتر در نوازنده تشدید میشود . این یک تبادل احساس است . گفتگوی با مخاطب با ابزار موسیقی . این شرح کلی بداهه نوازی بود . جا دارد نام چند استاد بزرگ موسیقی ایرانی در زمینه بداهه نوازی را ذکر کنیم . استاد جلیل شهناز ، استاد فرهنگ شریف ، استاد محمد رضا لطفی  . در ادامه مقاله با من همراه باشید تا ببینیم چرا دوست داریم بداهه نوازی کنیم .

 

یادگیری سه تار به روش مجازی با مراجعه به این لینک 

 

چرا دوست داریم بداهه نوازی کنیم ؟

 

قبل از اینکه بخواهیم در این مورد صحبت کنیم بگذارید یک موضوع را برایتان شفاف سازی کنم . دوستان عزیزم دقت کنید بداهه نوازی با نواختن گوشی یک آهنگ فرق دارد . بعضی دوستان یک آهنگ را شنیده اند و بدون نُت آن را مینوازند و تصور میکنند بداهه نوازی میکنند ، این بداهه نوازی نیست . بداهه نوازی یعنی اینکه در همان لحظه حال هرآنچه به ذهنتان میرسد روی ساز بیاورید و این کار کمی مشکل ولی بسیار لذت بخش است . لذت بخش بودن بداهه نوازی به این دلیل است که دقیقاً حرف دل شماست . یعنی هر آنچه در دل دارید برون ریزی میکنید و این فرقی ندارد در چه حالتی باشید . چه در غم و چه در شادی باشید، حرفهایی در دلتان است که باید بیان کنید . خیلی وقتها حرفهای ما با زبان قابل بیان نیست . باید موسیقی حرف بزند ، به قول بتهوون : آنجا که سخن از گفتن باز می ماند موسیقی آغاز می شود. من معتقدم در هنرهای دیگر نیز این موضوع صادق است . نقاشان ، تئاتر ، شاعران ، معماران و .... ناگفته های خود را با زبان هنر بیان میکنند و این است رسالت هنر . به موضوع بداهه نوازی برگردیم . تا به حال شده دلتان گرفته باشد و حوصله نواختن هیچ آهنگی را نداشته باشید ؟ بی دلیل سراغ سازتان میروید و بدون توجه به قواعد موسیقی هرچه در ذهن دارید مینوازید . اصلاً حواستان به ساز نیست و فکرتان در جایی دیگر سیر میکند . این نواختن ، ناخود آگاه در حال آرام کردن شماست . این قطعه ای که آن لحظه اجرا میکنید لحظه حقیقی و ناب شماست . به خاطر هیچ مخاطبی نیست ، به سفارش کسی نیست تنها شمایید و افکار و سازتان . این حال را به دفعات زیاد تجربه کرده ام و هربار کسی در اطرافم بوده ، از من پرسیده : علی این چه آهنگیست . حس خیلی خوبی داشت .

 

خاطره ای از بداهه نوازی

 

یک روز حسابی دلم گرفته بود . طبق معمول سه تارم را برداشتم و روی مبل نشستم .موضوع سر بی وفایی یکی از دوستان بود . البته شایدم من حساس هستم . بگذریم . یک گلدان روی میز روبه روی مبل بود و من خیره به آن . روی پرده های ساز رفت و آمد میکردم . مضرابهای بی نظمی به ساز میزدم . فکرم آشفته بود . شروع کردم به برون ریزی . یک سری ملودی مثل آرپژ گیتار نواختم . من گرفتن آکورد و همچنین زدن آرپژ با تار و سه تار را خیلی دوست دارم . درست است که از تکنیکهای گیتار است، اما نواختنش با تار و سه تار هم خالی از لطف نیست . خلاصه یک رقصی روی ساز کردم و به قول خودم سه تار درمانی کردم . کمی آرام شدم . بلند شدم و رفتم چایی ریختم و آمدم . خواهرم « الهه » آن گوشه اتاق در حال نقاشی بود . آثارش خیلی زیباست . اگر اینستاگرام من را داشته باشید در قسمت هایلایت قرار داده ام دوست داشتید ببینید . بگذریم . الهه گفت : داداش این که الان میزدی چی بود . گفتم چطور : گفت خیلی قشنگ بود . چه حس خوبی داشت . میشه دوباره بزنی ؟

منم گفتم : جدّی میگی . فکر نمیکردم جالب باشه. اصلا حواسم به نواختنم نبود ، الکی داشتم برای خودم میزدم . باور کن الان یادم نیست چی نواختم . همون لحظه به ذهنم رسید . الهه گفت : وای کاش ضبط میکردی . من که لذت بردم . حال خوبی بهم دست داد.

دقت کردید چه شد . من اصلاً حواسم به او نبود . حتی حواسم به سازم هم نبود . فقط خود خودم بودم و این میشود که موسیقی شما شنیدنی میشود . این بار دومی بود که حسرت میخوردم چرا نواختنم را ضبط نکردم . همیشه به هنرجویانم این مطلب را تاکید میکنم و حتی مقاله ای نوشتم تحت عنوان نواخته های خود را ضبط کنید ولی خودم در آن لحظه غافل بودم و آن حس زیبا را ثبت نکردم.

 

 

 

دو نکته مهم در مورد بداهه نوازی که باید بدانید

 

اگر میخواهید در بداهه نوازی موفق شوید ، سعی کنید دو نکته را در خود تقویت کنید . اول اینکه « خوب گوش کردن » را تمرین کنید .  وقتی به یک آهنگ گوش میدهید، تمام توجه خود را معطوف به ملودی های آن کنید . دقت کنید در طول یک قطعه موسیقی چه اتفاقاتی می افتد . کجا سکوت اتفاق می افتد . کجا سرعت آهنگ افزایش پیدا میکند . صداها هم رنگ دارند . به رنگ آمیزی صداها توجه کنید  و حتی میتوانید تجسم کنید . این کاری است که خود من انجام میدهم . موزیکی را که گوش میدهم به واقعه ای، بسته به نوع موزیک « شاد ، غمگین ، ترسناک ، بهت انگیز» نسبت دهید و از آن فیلمی در ذهن خود بسازید . نکته دوم اینکه ، خیلی تمرین کنید . آنقدر تمرین کنید که دستتان روی ساز روان شود تا بتوانید هرآنچه چه به ذهنتان خطور کرد را روی ساز بیاورید . سعی کنید در تمرین کردن جاه طلب باشید. تمرین زیاد تمام پرده های ساز را مثل یک نقشه در ذهن شما حک میکند و مغزتان فرمان را صادر میکند تا هر چه در همان لحظه به ذهنتان رسید ، روی ساز پیاده کنید .

0