بنا به استقبال شما عزیزان، تخفیف 50 درصدی برای کلیه پکیج های آموزشی نت به نت تا پایان شهریور تمدید شد.
جستجو

هنر گوش دادن؛ چرا این مهارت در روابط انسانی اهمیت دارد؟

نویسنده: مدیریت

زمان ثبت:1405/06/19

ستاره
هنر گوش دادن؛ چرا این مهارت در روابط انسانی اهمیت دارد؟

هنر گوش دادن؛ چرا این مهارت در روابط انسانی اهمیت دارد؟

در جهانی زندگی می‌کنیم که بیش از هر زمان دیگری پر از صداست. از لحظه‌ای که چشم باز می‌کنیم تا ثانیه‌ای که به خواب می‌رویم، در محاصره پادکست‌ها، ویدیوهای شبکه‌های اجتماعی، پیام‌های صوتی و مکالمات روزمره‌ایم. ابزارهای ارتباطی ما به شکل بی‌سابقه‌ای گسترش یافته‌اند، اما یک پارادوکس تلخ در قلب این عصر پرهیاهو پنهان شده است: انسان امروزی تنهاتر از همیشه است و بیش از هر زمان دیگری از «شنیده نشدن» رنج می‌برد.

روانشناسان می‌گویند یکی از بزرگ‌ترین نیازهای روانی انسان، نیاز به درک شدن و مورد توجه قرار گرفتن است. ما حاضريم مبالغ هنگفتی به درمانگران و مشاوران بپردازیم، تنها برای اینکه یک ساعت، کسی بدون قضاوت و با تمام حواس خود به ما گوش دهد. اینجاست که اهمیت یک مهارت فراموش شده روشن می‌شود؛ مهارتی که نه تنها کیفیت روابط فردی ما را زیر و رو می‌کند، بلکه مسیر موفقیت‌های شغلی و رشد درونی‌مان را هم تغییر می‌دهد: هنر گوش دادن.

 

شنیدن و گوش دادن چه تفاوتی با هم دارند؟

بسیاری از ما تصور می‌کنیم چون مشکل شنوایی نداریم، پس شنوندگان خوبی هستیم. اما در کالبدشکافی ارتباطات انسانی، شنیدن (Hearing) و گوش دادن (Listening) دو پدیده کاملا مجزا با کارکردهای متفاوتند.

شنیدن، یک فرآیند کاملا بیولوژیک و غیرارادی است. امواج صوتی به پرده گوش برخورد می‌کنند، به سیگنال‌های عصبی تبدیل می‌شوند و مغز آن‌ها را ثبت می‌کند. شما صدای ترافیک بیرون، وز وز یخچال یا صحبت‌های دو نفر در میز کناری رستوران را می‌شنوید، بی آنکه تلاشی برای آن بکنید.

اما گوش دادن یک انتخاب است؛ یک فرآیند شناختی، فعال و به شدت ارادی. وقتی شما به کسی گوش می‌دهید، در واقع تصمیم می‌گیرید انرژی ذهنی‌تان را متمرکز کنید. شما فقط به واژه‌ها دقت نمی‌کنید، بلکه لحن صدا، مکث‌ها، لرزش‌های پنهان، زبان بدن و مهم‌تر از همه، احساسات ناگفته‌ای که در پس کلمات پنهان شده‌اند را رمزگشایی می‌کنید. شنیدن با گوش‌ها انجام می‌شود، اما گوش دادن، درگیری همزمان گوش، چشم، مغز و قلب است.

 

چرا بیشتر ما شنونده‌های خوبی نیستیم؟

اگر گوش دادن این‌قدر حیاتی است، چرا در طول روز به ندرت آن را تجربه می‌کنیم؟ چه چیزی باعث می‌شود در میانه صحبت‌های شریک عاطفی، ذهنمان به سمت لیست خریدهای فردا پرواز کند؟ پاسخ این سوال در ساختار ذهن و عادت‌های اشتباهی است که سال‌ها در ما نهادینه شده‌اند.

 

1. سرعت فکر کردن ما از سرعت حرف زدن بیشتر است

انسان‌ها معمولا با سرعتی بین ۱۲۵ تا ۱۷۵ کلمه در دقیقه صحبت می‌کنند. این در حالی است که مغز ما توانایی پردازش ۴۰۰ تا ۸۰۰ کلمه در دقیقه را دارد. این اختلاف سرعت، یک فضای خالی در ذهن ایجاد می‌کند. مغز هم که بیکار نمی‌ماند، در این زمان اضافه شروع به پرسه زدن می‌کند. ما در حین گوش دادن، به راحتی دچار حواس پرتی می‌شویم، شروع به قضاوت صحبت‌های طرف مقابل نموده یا افکار خودمان را نشخوار می‌کنیم.

 

2. وقتی به جای گوش دادن، منتظر نوبت حرف زدن هستیم

یکی از مخرب‌ترین آفت‌های ارتباطی، گوش دادن برای جواب دادن است. وقتی فرد مقابل در حال صحبت است، ما به جای درک کاملِ منظور او، در ذهنمان به دنبال پیدا کردن یک راهکار، یک جواب دندان شکن، یا یک تجربه مشابه از خودمان می‌گردیم. به محض اینکه او نفس می‌کشد، ما وارد میدان می‌شویم و می‌گوییم: «اینکه چیزی نیست، من یه بار برام یه اتفاقی افتاد که...» این رفتار، که ریشه در منیت (Ego) دارد، به سرعت حسِ همدلی را نابود می‌کند.

 

۳. تاثیر فیلترهای ذهنی و تعصبات شخصی

ما دنیا را از پشت عینک تجربیات، باورها و تعصبات خودمان می‌بینیم. وقتی کسی حرف می‌زند، ما صحبت‌های او را از فیلترهای ذهنی خود عبور می‌دهیم. اگر حرف او با باورهای ما هم راستا باشد، آن را می‌پذیریم و اگر نباشد، ذهنمان به صورت خودکار گارد می‌گیرد و دیگر ادامه حرف‌هایش را نمی‌شنود. این فیلترها اجازه نمی‌دهند واقعیت طرف مقابل را همانطور که هست ببینیم.

 

 

گوش دادن عمیق چه تاثیری بر روابط ما دارد؟

تبدیل شدن به یک شنونده فعال، یک شبه اتفاق نمی‌افتد، اما زمانی که این مهارت در شما شکل بگیرد، نتایج آن شبیه به یک جادو در تمام ابعاد زندگی‌تان نمایان می‌شود. بیایید بررسی کنیم که گوش دادنِ اصولی چه علت‌ها و معلول‌هایی در پی دارد:

 

1. اعتماد عمیق‌تر و امنیت روانی

وقتی شما تمام توجه خود را (بدون نگاه کردن به گوشی موبایل یا قطع کردن حرف) به یک نفر می‌دهید، در واقع به او این پیام ناخودآگاه را مخابره می‌کنید: تو ارزشمندی و احساساتت برای من مهم است.

 

این رفتار، دیوارهای دفاعی فرد را فرو می‌ریزد. او احساس امنیت روانی می‌کند و حاضر می‌شود بخش‌های آسیب پذیرتر، واقعی‌تر و عمیق‌تر روانِ خود را با شما به اشتراک بگذارد. به همین دلیل است که شنوندگان خوب، همیشه رازداران و دوستان صمیمی‌تری هستند. پایه‌های یک اعتماد آهنین، نه با حرف زدن زیاد، بلکه با گوش دادن عمیق بنا می‌شود.

 

2. کاهش تنش و حل آسان‌تر اختلافات و سوءتفاهم‌ها

در هنگام بحث و دعوا، هر دو طرف تلاش می‌کنند صدای خود را بالاتر ببرند تا حقانیت خود را ثابت کنند. وقتی در اوج تنش، شما سکوت می‌کنید و فقط سعی می‌کنید بدون گارد گرفتن، ریشه‌ی خشم طرف مقابل را بشنوید، چرخه خشونت کلامی پاره می‌شود.

فرد مقابل وقتی می‌بیند که حرف‌هایش شنیده می‌شود، از حجم هیجانات منفی‌اش کاسته می‌شود. آدرنالین خونش پایین می‌آید و منطق، جای احساسات کور را می‌گیرد. بسیاری از طلاق‌ها، استعفاها و قطع رابطه‌ها تنها به این دلیل رخ می‌دهند که هیچ یک از طرفین، حاضر نشدند برای چند دقیقه، شنونده مطلق باشند.

 

3. افزایش کاریزما و اثرگذاری در ارتباطات

ما معمولا افراد کاریزماتیک را کسانی می‌دانیم که خوب و مسلط حرف می‌زنند. اما واقعیت این است که جذاب‌ترین افراد، ماهرترین شنوندگانند. وقتی شما به درستی گوش می‌دهید، نیازهای پنهان، دغدغه‌ها و مدل ذهنی مخاطب را کشف می‌کنید.

زمانی که نوبت به صحبت کردن شما می‌رسد، دقیقا می‌دانید روی چه نقطه‌ای دست بگذارید. کلمات شما از حالت کلیشه‌ای خارج شده و مستقیما با روان مخاطب گره می‌خورند. اینجاست که کلام شما نفوذی شگفت انگیز پیدا می‌کند؛ زیرا شما قبل از حرف زدن، مختصات دقیق ذهن مخاطب را از طریق گوش دادن، نقشه برداری کرده‌اید.

 

چگونه مهارت گوش دادن را در خود تقویت کنیم؟

گوش دادن یک استعداد مادرزادی نیست؛ یک عضله روانی است که با تمرین و ممارست تقویت می‌شود. برای اینکه این هنر را در خود بیدار کنید، نیازمند تغییراتی در رفتار و نگرش خود هستید:

 

- سکوت فعال را به بخشی از گفتگو تبدیل کنید

سکوت کردن به معنای منفعل بودن نیست. در یک گفتگوی عمیق، سکوت شما باید سرشار از حضور باشد. به جای اینکه در زمان سکوت به جواب‌هایتان فکر کنید، سعی کنید خودتان را در موقعیت گوینده تصور کنید. اجازه دهید او جملاتش را تمام کند، حتی اگر مکث‌های طولانی می‌کند. گاهی در همین مکث‌ها و سکوت‌هاست که مهم‌ترین حرف‌ها زده می‌شود.

 

- ارتباط چشمی و زبان بدن پذیرا

بدن شما پیش از کلماتتان صحبت می‌کند. وقتی کسی با شما حرف می‌زند و شما به مانیتور خیره شده‌اید یا پاهایتان به سمت در خروجی است، ذهن گوینده به سرعت متوجه بی‌رغبتی شما می‌شود. به سمت او متمایل شوید، ارتباط چشمی ملایم برقرار کنید (بدون خیره شدن‌های آزاردهنده) و با تکان دادن سر، به او نشان دهید که در جریان حرف‌هایش هستید.

 

 

- تکنیک بازتاب و شفاف سازی

یکی از قدرتمندترین ابزارهای گوش دادن فعال، بازتاب دادن احساسات و کلمات فرد است. وقتی صحبت‌هایش به یک نقطه عطف می‌رسد، با جملاتی کوتاه برداشت خود را بیان کنید. مثلا بگویید: «پس به نظر می‌رسه از اینکه پروژه‌ات نادیده گرفته شده، واقعا احساس دلسردی می‌کنی، درسته؟»

این کار دو فایده بزرگ دارد: اول اینکه اگر برداشت شما اشتباه باشد، او آن را اصلاح می‌کند و جلوی سوءتفاهم گرفته می‌شود. دوم اینکه او با تمام وجود حس می‌کند که شما او را فهمیده‌اید و این، لذتبخش‌ترین حسی است که می‌توانید به یک انسان هدیه دهید.

 

- درک به جای قضاوت

سخت‌ترین بخش ماجرا همینجاست. وقتی فردی رفتاری را تعریف می‌کند که با ارزش‌های شما در تضاد است، سریعا در جایگاه قاضی ننشینید. به خودتان یادآوری کنید که هدف از این مکالمه، صدور حکم نیست، بلکه درک کردن است. قضاوت کردن را متوقف کنید و به دنبال پاسخ این سوال باشید: چه شرایطی باعث شده او این گونه فکر یا رفتار کند؟

 

کلام آخر: گوش دادن؛ هنری فراتر از یک مهارت ارتباطی

و در پایان اگر قرار باشد کل این مبحث را در یکی دو جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت هنر گوش دادن چیزی فراتر از یک تکنیک ارتباطی است؛ گوش دادن، تجلی عشق، احترام و تواضع است. وقتی به کسی گوش می‌دهیم، در واقع ارزشمندترین دارایی خود، یعنی زمان و توجه خود را به او می‌بخشیم.

در دنیایی که همه در حال فریاد زدن برای اثبات خود هستند، کسی که مهارت گوش دادن را بلد باشد، صاحب یک قدرت بی‌بدیل است. او نه تنها روابطی سالم‌تر، عمیق‌تر و پایدارتر می‌سازد، بلکه دائما در حال یادگیری از تجربیات دیگران است.

شاید جالب باشد بدانید که در دوره صدا بیان نت به نت با تدریس ریحانه زارعی، یکی از سرفصل‌های اصلی با عنوان هنر گوشندگی به همین مهارت اختصاص دارد؛ مهارتی که اغلب کمتر از فن بیان درباره آن صحبت می‌شود، در حالی که پایه بسیاری از ارتباطات موفق به شمار می‌آید.

از همین امروز، در مکالمات خود کمی مکث کنید. صدای درونتان را آرام کنید، به چشمان طرف مقابل نگاه کنید و اجازه دهید کلمات و احساسات او، بدون هیچ فیلتری به دنیای شما وارد شوند. به زودی خواهید دید که کیفیت زندگی‌تان، به واسطه همین تغییرِ به ظاهر کوچک، چگونه متحول خواهد شد.
شاد و پیروز باشید.



گردآوری: ریحانه زارعی
نویسنده: محمد حنطه ای

مطالب مرتبط

مشاهده همه

دیدگاه ها

ثبت دیدگاه جدید

متن نظر:
Captcha

محصولات پیشنهادی فروشگاه:

مشاهده همه
آدرس واتساپ آدرس تلگرام شماره همراه

با خرید اشتراک تار و سه تار ، ارزون تر آموزش ببین!

خرید اشتراک