مقالات

مقالات

مقدمه ای بر زندگی و تحصیلات استاد محمدرضا لطفی

  • انتشار1398/02/14
  • 510بازدید
مقدمه ای بر زندگی و تحصیلات استاد محمدرضا لطفی

 

مقدمه ای بر زندگی و تحصیلات استاد محمدرضا لطفی

 

استاد محمدرضالطفی در بیست و پنجم دی ماه یک هزار و سیصدو بیست و پنج درشهرگرگان در خانواده ای فرهنگی که پدر و مادر هردو معلم بودند دیده به جهان گشود. او یکی از چهره‌های برجسته‌ی موسیقی ایرانی، آهنگساز، موسیقی دان، ردیف دان، نوازنده و مدرس تار و سه تار بوده است.مادرش از اهالی شهرگرگان و پدرش زاده ی یکی از شهرهای استان اردبیل و مرکز شهرستان خلخال بود.و از انجا که در اثرشیوع بیماری وبا خانواده ی خود را ازدست داد به نزد یکی از اقوامش در رودسرکه یکی از شهرهای استان گیلان است فرستاده شد.پدر و مادر ایشان در جوانی به شغل معلمی اشتغال داشتند و در دوران رضاشاه پهلوی طی فرمانی از طرف رضاشاه که همه ی معلمان مجرد را در ظرف سه ماه به ازدواج موظف کرده بود باهم اشنا شدند وازدواج کردند و به مدت 15 سال در شمال شرقی ایران در منطقه ای بنام ترکمن صحرا به معلمی پرداختند.مادروی حرفه ی معلمی که شغل انبیاس را به طوری جدی ادامه داد.و مطابق گفته ی استاد لطفی به تدریس قران کریم نیز مشغول بود اما پدر ایشان پس از مدتی معلمی رارها و به زراعت و تجارت پرداخت. به گفته خود محمدرضا لطفی، خانواده‌اش دوستدار و علاقمند به موسیقی بوده و پدر و برادرش تار می‌نواختند. همچنین پدرش دستی در خوانندگی هم داشته است. او براین باوربود که صدای پدرش به صدای رضاقلی‌میرزا ضِللّی که خواننده واستاد موسیقی سنتی بود شباهت داشته‌است، اما با زنگ بیشتر.استاد لطفی میگوید با  تار برادرش بزرگ شده‌است و بیشتر تحت تأثیر تارنوازی برادرش بوده تا زندگی فرهنگی پدرش.وی تحصیلات عمومی اش را در گرگان گذراند و سپس برای فراگیری تار به تهران نقل مکان کرد. او در اغاز در کلاس های شبانه ی هنرستان عالی موسیقی ملی که توسط انجمنی بنام انجمن دوستداران موسیقی ملی به کوشش روح الله خالقی درتهران تاسیس شده بود نام نویسی کرد.پس از مدتی به کلاس های روزانه نیز راه پیداکرد.استاد لطفی ظرف مدت پنج سال و اندی به اموختن موسیقی نزد اشخاصی چون علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی در کلاس های ازادهنرستان موسیقی پرداخت.اشنایی ایشان با حسین علیزاده و داریوش طلایی مربوط به سال اول حضورشان  درهنرستان موسیقی میباشد.در دوره ی هنرستان بودکه به دعوت حسین دهلوی به ارکستر استاد صبا رفت و درانجا بعنوان نوازنده ی تارمشغول بکارشد. از دستاورد مهم ایشان به کسب جایزه ی نخست موسیقیدانان جوان در سال 1343 میتوان اشاره کرد. او پس از راه‌یابی به دانشگاه، در سال های تحصیلی 1352 تا1353 زیر نظراستاد محمدتقی مسعودیه اهنگساز وموسیقیدان که با نام پدراتنوموزیکولوژیاز ایشان یاد میشود، و با رسالهٔ موسیقیِ آوازیِ ایران — مکتب اصفهان و تبریز موفق به دریافت مدرککارشناسی ازاز دانشکده ی هنرهای زیبایی تهران شد و در همان‌جا شروع به تدریس کرد.در سال ۱۳۵۳ به عضویت گروه علمی دانشکده موسیقی درآمد، وظرف مدت یک سال و نیم مدیر گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبای تهران بود تااینکه از این سمت استعفاداد.ایشان پس از ورود به دانشگاه به مرکز حفظ واشاعه موسیقی راه یافت و فراگیری ردیف‌های آوازی و سازی را نزد استادانی چون نورعلی برومند، عبدالله دوامی و سعید هرمزی شروع کرد. لطفی مدتی را به موسیقی کلاسیک غرب پرداخته و فراگیری ویولن را شروع می‌کند، اما پس از مدت‌ها باز به سراغ سه تارش می‌رود. از او در این رابطه نقل شده است که: "همین که دوتا ناخن به آن زدم، اشک از چشمانم سرازیر شد. دیدم که موسیقیِ غرب چنین حالتی را هیچ وقت به من نمی‌دهد" ایشان ذکرکرده است که پس از این اتفاق، از آنجا که موسیقی ایرانی به وی احتیاج داشت، تصمیم گرفته‌است که فقط به موسیقی ایرانی بپردازد، و موسیقیِ کلاسیک را تنها به عنوان پشتوانه در اندیشهٔ خود همراه داشته باشد .

 

با مراجعه به این لینک با بسته آموزشی ماهور آشنا شوید

 

ازدواج محمدرضا لطفی

 

محمدرضا لطفی دوران سربازی خود را با سپاه دانش به سنندج رفته بود و در همین زمان با خانواده کامکار آشنا گردید. به‌واسطه همین آشنایی وی با قشنگ کامکار ازدواج کرد که امید لطفی حاصلِ این ازدواج است. البته لطفی و قشنگ کامکار در نهایت در سال ۵۷ از یکدیگر جدا شدند. لطفی پس از آن بار دیگر ازدواج کرد که حاصل آن ازدواج، فرزند دیگری به نام سرود لطفی است.

 

فعالیت رسمی استاد محمدرضا لطفی دررادیو و تشکیل گروه شیدا

 

استاد محمدرضا لطفی فعالیت رسمی خود را در عرصه موسیقی ازسال1350 اغازکرد درحالیکه قبل از ان چندین بار در شهرهای سنندج و گرگان به روی صحنه رفته بود. و با حمایت هوشنگ ابتهاج وارد رادیو شد و  به پیشنهاد هوشنگ ابتهاج گروهی تشکیل دادند. و از اعضایِ ابتدایی گروهِ لطفی میتوان خانوادهٔ کامکارها، زیدالله طلوعی، هادی منتظری و درویش‌رضا منظمی را نام برد. این گروه بنا به خواستِ  ابتهاج، به بازآفرینیِ ساخته‌های گذشتگان پرداخت، و چون نخستین کاری که بوسیلهٔ این گروه تولید شد، از ساخته‌های علی‌اکبر شیدا بود، به پیشنهادِ ابتهاج، نامِ گروه را شیدا گذاشتند. البته پایه‌های تأسیس گروه شیدا در سال ۱۳۵۱ توسط محمدرضا لطفی و با همکاری علی‌اکبر شکارچی، حسین عمومی و ناصر فرهنگ‌فر در دانشگاه تهران ریخته شده‌بود، اما فعالیت رسمی این گروه در سال ۱۳۵۳ با همکاری هوشنگ ابتهاج در رادیو ایران آغاز شد.ابتهاج برای معرفی بهتر کارهای این گروه، در رادیو برنامه‌ای با نامِ «گلچین هفته» را پایه گذاشت که هر جمعه صبح، به پخش کار‌های گروه شیدا می‌پرداخت. همچنین گروه شیدا کنسرت‌هایی را نیز در شهرهای گرگان، طوس و شیراز اجرا کرد.محمدرضا لطفی در سال ۱۳۵۴ در جشنواره موسیقی جشن هنر شیراز به همراه محمدرضا شجریان و ناصر فرهنگ‌فر به اجرای راست پنجگاه پرداخت که بسیار مورد توجه قرار گرفت.سرانجام در سال ۱۳۵۷ پس از واقعه‌ی ۱۷ شهریور ابتدا لطفی و به دنبالش گروه شیدا و یک روز پس از آن‌ها هوشنگ ابتهاج از رادیو استعفا دادند.

 

 تشکیل کانون فرهنگی هنری چاووش

 

استاد لطفی کانون فرهنگی و هنری چاووش را در دهه ۱۳۵۰ با حمایت‌های معنوی هوشنگ ابتهاج تاسیس کرد. کانون چاووش پس از استعفای دسته‌جمعی موسیقی‌دانان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران از جمله گروه شیدا، به دلیل فضای سیاسی سال ۱۳۵۷ و به ویژه واقعه ۱۷ شهریور، شکل گرفت. این موسیقی‌دانان به نام جریان احیاء نامیده شده بودند و تحت حمایت رضا قطبی رییس وقت رادیو تلویزیون بودند. پس از استعفا از رادیو به کار خود در کانون چاووش ادامه دادند.کانون چاووش شامل گروه شیدا به سرپرستی و آهنگسازی  استاد لطفی و گروه عارف با آهنگسازان آوانگاردی مانند حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان بود.

آثار کانون چاووش هم از جایگاه اجتماعی – سیاسی مهمی برخوردار هستند و هم از دیدگاه موسیقایی تحول و پیشرفت مهمی در زمینه موسیقی سنتی ایران به وجود آوردند که تاثیر مهمی هم در سبک و شیوه اجرایی (چه نوازندگی چه خوانندگی)، هم در نوع رویکرد به یک قطعه موسیقایی به مثابه یک کل، هم در شیوه رنگ آمیزی و صدادهی ارکستر و به ویژه در تلاش برای استفاده از تکنیک چندصدایی نویسی در موسیقی سنتی ایرانی گذاشت. گروه‌های عارف و شیدا زیر نظر کانون چاووش تا قبل از ۲۲ بهمن ۵۷ به طور مخفیانه آثاری تولید می‌کردند از جمله سه سرود شب‌نورد (برادر نوجوونه)، سپیده ایران ای سرای امید و‌ آزادی. محمد رضا لطفی در بولتن آوای شیدا می‌نویسد این سرودها در زیر زمین خانه مسکونی او تولید می‌شد و در همان‌جا نوار کاست آن تکثیر می‌شد. سپس آلبوم‌های چاووش شامل چاووش ۱، چاووش ۲، چاووش ۳، چاووش ۴، چاووش ۵، چاووش ۶، چاووش ۷، چاووش ۸، چاووش ۹، چاووش ۱۰، چاووش ۱۱، و چاووش ۱۲ منتشر شدند.

 

 

 

 

نخستین سه تار نوازی استاد محمدرضا لطفی

 

استاد محمدرضا لطفی هم‌زمان که به نوازندگی تار مشغول بود، سه‌تار نیز می‌نواخت؛ اما نخستین‌باری که سه‌تارنوازیِ وی به صورتِ رسمی شنیده‌شد سال ۱۳۶۲، هم‌زمان با انتشار آلبوم به یاد درویش‌خان بود با اینکه ابتهاج ۸ سال پیش از آن از او خواسته بود تا اثری با نوازندگی سه‌تار منتشر کند . انتشار این آلبوم شور و اشتیاق فراوانی را در میانِ جوانان برای یادگیریِ سه‌تار به راه انداخت؛ تا آنجا که مدرسانِ سه‌تار کانون چاووش که تنها استاد لطفی و محمد فیروزی  شامل آن می‌شدند، از عهدهٔ آموزش این تعداد متقاضی برنیامدند، و مدرسانِ تارِ کانون نیز نهایتاً به آموزش سه‌تار مشغول شدند.

ساز سه‌تار تا پیش از انقلاب سازی مهجور بود، که در طی سال‌ها تنها یک نوازندهٔ مطرح به نوازندگیِ این ساز مشغول بود احمد عبادی .لطفی در نخستین اجرایی که با سه‌تار منتشر کرد، همان روشی را پیش گرفت که پیش از این با تار پیش گرفته بود. او مبنای نوازندگی‌اش راردیف  قرار داده بود و آن را با نوازندگی مجلسی، به شکل به‌هنجاری ترکیب کرد و به نمایش گذاشت او در نوازندگیِ سه‌تار بیش از هر کسی تحت تأثیراستاد ابوالحسن صبا بود، و اندک گرایشی نیز به نوازندگی احمد عبادی داشت. آلبوم به یاد درویش‌خان نتیجهٔ ۸ سال تلاش و زحمتِ استاد لطفی بر روی ساز سه‌تار بود که نتیجهٔ خارق‌العاده‌ای داشت وی بعدها نیز در اجراهایی که با ساز سه‌تار در خارج از ایران انجام داد، بیشتر از همین روشِ سه‌تار نوازی استفاده کرد. همچنین دیگر نکتهٔ قابلِ توجه آلبوم به یاد درویش‌خان این بود که لطفی برای نخستین بار در این آلبوم به آوازخوانی پرداخت.

 

 

 

 

منحل شدن گروه چاووش و خروج از ایران

 

در سال ۱۳۶۳ بیشتر آموزشگاه‌ها و مراکز موسیقی، یکی پس از دیگری به دست «ادارهٔ اماکن» بسته و پلمپ می‌شدند. در آن زمان لطفی نه می‌توانست کنسرتی اجرا کند، نه آلبومی روانهٔ بازار کند و نه حتی کلاس‌های آموزشی برگزار کند. در آن سال‌ها به گفتهٔ ارشد تهماسبی، هیچ‌کس حتی نمی‌توانست ساز با خودش حمل کند. بدین گونه بود که دیگر محمدرضا لطفی نمی‌توانست ماندن در ایران را تاب بیاورد؛ و او که زمانی با خروجِ مجید درخشانی از ایران قاطعانه مخالفت کرده‌بود، خودش مجبور شد ایران را ترک کند. استاد لطفی در ابتدا برای برگزاریِ یک کنسرت به کشور ایتالیا سفر کرد، که عده‌ای معتقدند پس از همین سفر در اروپا اقامت کرد. اما ارشد تهماسبی با توجه به فعالیت‌هایی که در آن سال به همراه محمدرضا لطفی داشته، و تاریخ‌هایی که لطفی در دفتر او ثبت کرده، معتقد است لطفی پس از این سفر به ایران بازگشت، چند ماهی را در ایران سپری کرد، و نهایتاً دوباره به ایتالیا سفر کرد، و این سفر دوم بود که منجر به اقامت وی در اروپا شد. تاریخ خروج از ایران را، خود لطفی سال ۱۳۶۴ ذکر می‌کند، و توضیح می‌دهد که قرار بود پس از دو هفته به ایران بازگردد، اما با قرارگرفتنش در تورهای کنسرت اروپا و آمریکا، پس از گذشت ۲ سال، شرایطش به شکلی تغییر کرده که مانع بازگشت‌اش به ایران شده‌است.

کانون چاووش مدتی پس از سفر محمدرضا لطفی و حسین علیزاده — که پیش از وی به اروپا رفته‌بود — نیز به فعالیت‌های خود ادامه داد، اما نهایتاً هنگام بازدید مسؤولان دولتی از این مرکز، به دلیل عدم حضور مدیر و صاحب امتیاز، (حسین علیزاده) این مکان پلمپ؛ و کانون چاووش در سال ۱۳۶۳ عملاً تعطیل شد.

متصدیان امورِ آن زمان، از انتشار کاست‌های موسیقی در کانون چاووش جلوگیری کردند و اتاق تکثیر این کانون را بستند. اما استاد  لطفی با ظرافتی خاص قانون را دور زد و کاست  را به یاد درویش‌خان را منتشر کرد. وی بر روی شیرازهٔ این کاست نوشت: «نوار خصوصی برای علاقه‌مندان موسیقی (غیرقابل تکثیر) قیمت ۱۵۰ تومان.» وی آلبوم به یاد طاهرزاده را نیز با همین شکل منتشر کرد؛ و بدین شکل دیگرانی همچون عطاالله جنگوک و زیدالله طلوعی نیز با همین روش، آلبوم‌های نوازندگی خود را به بازار فرستادند.

 

اقامت در آمریکا

 

پس از خروجش از ایران، با حسین علیزاده در ارتباط بسیار نزدیکی بود و با او به دونوازی می‌پرداخت. حسین علیزاده این دونوازی‌ها را به دلیل حس مشترکی که آن دو با بیانی متفاوت در اجراهایشان داشتند، اجراهایی منقلب‌کننده می‌داند. این دو سپس با حسین عمومی و محمد قوی‌حلم همراه شدند. در سال ۱۹۸۶ گروه چهارنفرهٔ آنان کنسرت بزرگی را در پاریس برگزار کرد. این گروه سپس برای تور کنسرتی به آمریکا رفت، که به گفتهٔ حسین علیزاده، محمدرضا لطفی خیلی با اکراه در سفر به آمریکا با آنان همراه شد، اما به محض رسیدن به آمریکا به دنبال راه‌هایی گشت که بتواند در آمریکا بماند.ایشان در سال ۱۳۶۵ در آمریکا اقامت گزید، و تا سال ۱۳۸۵ به ایران باز نگشت. او در طولِ این سال‌ها، علاوه بر کنسرت‌های متعدد در سراسر آمریکا، مؤسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا را در واشینگتن، دی.سی. بنیان گذاشت، و شعبه‌های دیگر آن را در شهرهای مختلف جهان از جمله پاریس، زوریخ و ژنو بازگشایی کرد.

 

 

 

 

بازگشت به ایران

 

محمدرضا لطفی در سال ۱۳۸۵ به ایران بازگشت و با تربیت شاگردانی در مکتب خانه میرزا عبدالله و ثبت آثاری در مؤسسه آوای شیدا به فعالیت هنری خود ادامه داد.

 

موسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا

 

با بازگشت محمد‌رضا لطفی به ایران در سال ۱۳۸۵ موسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا دوره جدید فعالیت خود را آغاز کرد.سیاست فرهنگی این موسسه به وسیله استاد محمدرضا لطفی مدیر هنری و اجرایی، طراحی شده و هدف آن تولید موسیقی هنری از هر نوع می‌باشد.به جز آثار ایشان، آوای شیدا تولیدات هنری دیگر هنرمندان را نیز در دستور کار خود دارد.

 

مکتب‌خانه میرزا عبدالله

 

هنرستان آزاد موسیقی با نام  مکتبخانه میرزا عبدالله موسسه‌‌ای آموزشی است که به سرپرستی و زیر نظر محمد‌رضا لطفی در سال ۱۳۷۲ تشکیل شد. این مکتب‌خانه به تعلیم ساز و آواز ایرانی با متد تاریخی آن یعنی سینه به سینه (شفاهی)می‌پردازد. محتوای دروس بر پایه‌ی ردیف میرزا عبدالله بوده که تحت نام “متن و حاشیه ردیف” شناخته شده است. در کنار آموزش ردیف به پیشرفت فن « تکنیک » نوازندگی هنرجویان، با متد برگرفته از ردیف نیز توجه می‌شود.

 

همکاری‌هنری با محمود دولت‌آبادی

 

استاد محمدرضا لطفی با بداهه‌نوازی تار در کنار بداهه‌خوانی رمان سترگ کلیدر توسط استاد محمود دولت‌آبادی اثر مشترکی را خلق کردند. به گفته محمود دولت‌آبادی متن بازخوانی‌شده این رمان، از اوایل سال ۱۳۸۳ برای کسب مجوز از سوی نشر ثالث به وزارت ارشاد رفته بود، اما سرانجام به گفته محمود دولت‌آبادی این اثر مجوز نشر دریافت نکرده و منتشر نشده است.

 

شاگردان استاد محمدرضا لطفی

 

محمدرضا لطفی شاگردان بسیاری را تربیت کرد و از وی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مدرسان موسیقی یاد می‌کنند.از میان شاگردانش می‌توان اردشیر کامکار، حمید متبسم، مجید درخشانی، صدیق تعریف، بیژن کامکار، ارشد طهماسبی، مازیار شاهی، هادی منتظری و زیدالله طلوعی را نام برد.

 

لغو شدن و مجوز نگرفتن برخی از کنسرت‌ها

 

در سال‌های پایانی عمر لطفی برخی از کنسرت‌های وی اجازه برگزاری نیافتند، در شهریور سال ۱۳۹۱ تور موسیقی محمدرضا لطفی که از ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۱ در شهر ساری آغاز شده و قرار بود در چهار شهر استان مازندران به صحنه رود؛ به دلیل نگرفتن مجوز در شهر بابلسر لغو شد.در اردیبهشت ۱۳۹۲ کنسرت محمدرضا لطفی در شهر اندیمشک و همچنین کنسرت شب دوم این هنرمند در شهر بهبهان هم لغو شد،لغو این کنسرت در شرایطی بود که این کنسرت مجوز داشته و مخاطبان برای اجرای شب دوم نیز بلیت خریداری کرده بودند.محمد رضا لطفی در یک نشست خبری در آبان ۱۳۹۰ با انتقاد از مشکلاتی که وزارت ارشاد بر سر پوستر کنسرت او ایجاد کرد گفت: پوستر کنسرت اخیر ما که با تصویری از من است به خاطر موها و ریش من به مشکل برخورده است! در حالی به عکس من در این پوستر گیر داده‌اند که همین عکس از من در روزنامه‌ها چاپ می‌شود و حتی زمانی نیز که برای اولین بار به صداو‌سیما رفتم هم با همین موها و ریش‌ها رفتم.

 

 

 

 

درگذشت استاد محمدرضا لطفی

 

استاد محمدرضا لطفی صبح روز جمعه، دوازدهم اردیبهشت ماه یک هزار و سیصدو نود وسه بر اثر بیماری سرطان درسن ۶۷ سالگی در بیمارستان پارس تهران دارفانی را وداع گفت. پیکر محمدرضا لطفی صبح ۱۴ اردیبهشت یک هزاروسیصدونود وسه  روی دوش دوستداران و شاگردانش، از مقابل تالار وحدت، به سمت زادگاهش گرگان بدرقه شد. محوطه تالار وحدت و خیابان استاد شهریار که منتهی به این تالار می‌شود برای وداع با محمدرضا لطفی مملو از جمعیت بود. این مراسم با پخش قطعه موسیقی ایران، ای سرای امید اثراستاد محمدرضا لطفی و با صدای محمدرضا شجریان آغاز شد. در این مراسم علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: من از طرف رئیس‌جمهور این ضایعه بزرگ را خدمت همه علاقه‌مندان این هنرمند مردمی تسلیت عرض می‌کنم.

در این مراسم علی‌اکبر شکارچی، محمود دولت‌آبادی، حسین علیزاده و داریوش طلایی سخنرانی کردند و همچنین افرادی چون بهزاد فراهانی، محمد سریر، هوشنگ ظریف، داوود گنجه‌ای، حمید متبسم، هنگامه اخوان، ارشد تهماسبی، حسین فریدون، کیوان ساکت، پیروز ارجمند، مسعود شعاری، بهداد بابایی، بیژن بیژنی، اکبر زنجانپور، بیژن امکانیان، علی دهکردی، محسن آرمین، علی مرادخانی و محمد اصفهانی حضور داشتند. مراسم تشییع و خاکسپاری محمدرضا لطفی صبح ۱۵ اردیبهشت ماه یک هزار و سیصدو نود سه  در گرگان و در بافت قدیمی شهر «محله سبزه مشهد» انجام شد. پیکر محمدرضا لطفی بعد از خروج از تالار فخرالدین اسعد گرگانی و نواخته شدن از مارش عزا به‌سوی جایگاه خاکسپاری روانه شد. بسیاری از هنرمندان مطرح در این مراسم حضور داشتند.

 

آثار استاد محمدرضا لطفی

 

از میان ریگ‌ها و الماس‌ها

جان جان(1355)

کنسرت شیدا(1356)

هنگامه اخوان و لطفی

به یاد عارف(1357)

سپیده(1358)

عشق داند(1359)

چاووش ۱–۱۲(مجموعه البوم)

موسیقی متن فیلم حاجی واشنگتن(1361)

به یاد طاهرزاده(1363)

بیداد(1364)

چشمه نوش(1372)

چهرگاه(1372)

به یاد درویش خان(1372)

گریه بید(1372)

معمای هستی(1376)

ردیف آوازی عبدالله دوامی(1376)

چهره به چهره(1377)

راست پنجگاه(1377)

رمز عشق (1377)

بیخود شده   

بسته نگار           

صد سال تار(1380)

یادواره استاد مهدی کمالیان(1382)

جام تهی (1383)

قافله سالار(1384)

پرواز عشق (1384)

خموشانه(1385؟)

یادواره استاد نورعلی برومند(1386)

همیشه در میان(1386)

تنها یک خاطره(1386)

صد سال سه تار(1386)

کنسرت کاخ نیاوران (1386)

ردیف میرزاعبدالله(1387)

وطنم ایران(1387)

یادواره عارف قزوینی (12387)

بال در بال(1388)

ای عاشقان(1388)

کنسرت گروه بانوان شیدا(1388)

بهانه از توست (1389)

سایه جان(1389)

هزار مضراب-نم باران(1390)

شبروان(1390)    

هنر گام زمان(1391)

کنسرت هنر گام زمان(1391)

یادواره رضاقلی‌میرزا ظلی  (1391)

جادوی سکوت(1391)    

زخمه ساز(1392) 

کنسرت شهر اصفهان(1392)

سربداران(1392)

 

کنسرت های استاد محمدرضا لطفی

 

  • ۱۳۸۶-اولین کنسرت محمدرضا لطفی بعد از ۲۵ سال در کاخ نیاوران، اجرای شب نخست لطفی به سه بخش تقسیم می‌شد. ابتدا وی قطعاتی را در آواز افشاری با تار اجرا کرد و سپس در بخش دوم برنامه قطعاتی را در دستگاه سه گاه با کمانچه نواخت و در نهایت در بخش پایانی برنامه با سه تار خود قطعاتی را به صورت مرکب نوازی در آواز اصفهان و دستگاه شور نواخت. در لابلای هر سه بخش برنامه وی در قالب آواز یا تصنیف‌های ضربی اشعاری را خواند.
  • ۱۳۸۸-اجرای گروه‌های سه‌گانه شیدا به سرپرستی و آهنگسازی محمدرضا لطفی در فرهنگسرای پایداری تهران
  • ۱۳۸۹-کنسرت موسیقی محمد رضا لطفی و گروه همنوازان شیدا در شیراز شامل بداهه آمیزی و سروده‌هایی از حافظ
  • ۱۳۸۹-اجرای محمدرضا لطفی در تهران
  • ۱۳۹۰-کنسرت محمدرضا لطفی و گروه شیدا در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران
  • ۱۳۹۲ -کنسرت محمدرضا لطفی در اهواز همراه با قطعاتی به صورت بداهه‌نوازی با اشعار مولانا و حافظ توسط محمدرضا لطفی اجرا شد.
  • ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲-کنسرت بداهه‌نوازی محمدرضا لطفی در جنوب و تبریز
  • ۱۳۹۲- اجرای کنسرت محمدرضا لطفی تاریخ ۱۵ و ۱۶ تیرماه سال ۹۱ در تالار رودکی ملک شهر اصفهان این آلبوم ۲ سی دی دارد که سی دی اول شامل «بداهه نوازی سه تار در آواز بیات اصفهان» و سی دی دوم شامل «بداهه نوازی تار در دستگاه سه گاه» می‌باشد.  

 

0