مقالات

مقالات

زندگینامه استاد غلامحسین بنان

  • انتشار1398/07/30
  • 37بازدید
زندگینامه استاد غلامحسین بنان

زندگینامه استاد غلامحسین بنان

 

استاد غلامحسین بنان از بزرگترین خوانندگان موسیقی کلاسیک کشورمان در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۲۹۰ در قلهک تهران و در خانواده پر طمطراق و متمول دیده به جهان گشود. پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش شرف السلطنه دختر محمد شاه قاجار و برادرزاده ناصرالدین شاه قاجار بود. علاقه او به موسیقی در همان کودکی و توسط مادرش که خود نوازنده پیانو بود شکل گرفت و از ۶ سالگی به توصیه استاد نی داوود شروع به تمرین خوانندگی و همچنین نوازندگی پیانو و ارگ نمود. هدایت و راهنمایی مادر در زمینه موسیقی، نقش مهمی را در آینده پرفروغ این خواننده برجسته ایفا نمود. استاد بنان  که تحت آموزه های مرتضی نی داوود و میرزا طاهر ضیاء الذاکرین رثایی و ناصر سیف بود، در ۱۶ سالگی فعالیت های حرفه ای آواز خود را آغاز نمود. البته تا چند سال فقط در محافل خصوصی و در جمع اقوام و آشنایان هنر صدای خود را ارائه می کرد. وی از سال ۱۳۱۵ به مدت ۶ سال در شهر اهواز سکونت گزید و در اداره ایران بار اهواز مشغول به کار شد. پس از بازگشت به تهران با سفارش وزیر خوار و بار وقت، مرحوم "فرخ" وارد وزارت شد و در منصب منشی ویژه وزیر مشغول به کار گردید. بنان تا یکی دو سال چند شغل حکومتی دیگر را نیز تجربه کرد. همچون کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مسئول تحویل کوپن نان. استاد بنان در همین سال با کمک و هدایت عبدالعلی وزیری وارد رادیو ملی می گردد که در آن زمان مسئولیت آن با استاد روح الله خالقی بود. نقل است روز معارفه بنان به رادیو، روح الله خالقی از او می خواهد که آوازی برای او بخواند تا با صدایش آشنا گردد. بنان شروع به خواندن آواز می کند و درآمد سه گاه را به صورت حرفه ای اجرا می کند. استاد ابوالحسن صبا که در آنجا حضور داشت شروع به همراهی وی با ساز ویولن می کند. کمی که می گذرد، خالقی که مجذوب تبحر وی در ادای تحریر ها و کنترل زیر و بم صدایش شده بود، از صبا می خواهد که نواختن را قطع کند و به بنان می گوید که گوشه حصار را بخواند. بنان نیز بدون کوچکترین اشکالی به گوشه حصار می ‌رود و دست آخر در همان سه گاه فرود می آید. گویا خالقی از دیدن این استعداد دچار شگفتی شده و او را در آغوش می کشد و از او به عنوان طلیعه ای نو در آواز نام می برد. و این گونه بود که بنان جوان با اقتدار به رادیو پیوست. صدای شیرین و بدون اشکال، تحریرهای مخملی و ذوق و استعداد او چنان بود که پس از پخش صدایش از رادیو، دیری نپایید که شهرتش همه گیر شود و علاقه مندان زیادی را در جای جای این کشور شیفته خود کند. در این بین روح الله خالقی او را وارد ارکستر انجمن موسیقی نمود همین امر نشان از اعتماد بیش از اندازه به این خواننده خوش صدا و توانا بود. پس از آن با ارکستر شماره یک نیز وارد همکاری شد و محبوبیت او روز افزون گشت. گلهای جاویدان، دیگر برنامه معروف موسیقی وقت بود که به سرپرستی استاد داوود پیرنیا، از همان ابتدای ایجاد، از حضور این خواننده مردمی و پر آوازه بهره برد. در سال ۱۳۳۲ توسط استاد خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور انتقال یافت و تحت عنوان استاد آواز هنرستان موسیقی ملی کار خود را ادامه داد. تا اینکه در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی نائل آمد.

 استاد بنان دی ماه ۱۳۳۶ به همراه دو تن از دوستان خود دچار سانحه شدید رانندگی شد. آنها با تانکر نفتکشی که چراغ عقبش از کار افتاده بود، به شدت برخورد کرده که باعث می شود چشم و صورت وی دچار صدمه جدی گردد. به طوری که چشم راست خود را برای همیشه در این تصادف از دست داد. شدت محبوبیت بنان به حدی بود که وقتی خبر تصادفش به اطلاع عموم رسید، انبوه جمعیت برای عیادت از او به بیمارستان یورش برده، که همین امر برای چند روز نظم داخلی بیمارستان را کاملا مختل کرد. او برای ادامه درمان به خارج از کشور سفر کرد و پس از بازگشت اعلام نمود که قصد دارد در حیطه هنری خود یک بازنگری کلی کند. شاید این تصادف و دیدن فرشته مرگ در آن شب هر کس را نسبت به قبل دچار تغییر در افکار و روحیات کند. نقل است که خود بنان در این باره می گفت: «من از این پس کوشش می کنم آثاری اجرا کنم که واجد وزنی شاد و شعری امیدوار کننده است. من جداً از ادامه شیوه قدیم که شباهت به مرثیه خوانی دارد خسته شده ام. البته در این زمینه سازندگان آهنگ باید با من یاری و همکاری کنند». (نقل به مضمون)

سال ۱۳۴۶ بود که استاد بنان در اعتراض به پخش سرود های مبتذل از رادیو، خوانندگی را رها کرد و در زمان ریاست قطبی کلاً به صورت قهر از رادیو نیز کناره گیری نمود و در ۱۸ سال باقیمانده عمر خویش، هیچ گاه دیگر به خوانندگی روی نیاورد.

 استاد بنان در این سالها دچار ناراحتی گوارشی شده بود (جهاز هاضمه)، همچنین افسردگی هایی که گاه و بیگاه به سراغش می آمد و هرچه به پایان نزدیک تر می شد، هر دوی این بیماری ها چون مأمور عذاب، تن و روح این استاد بزرگ را مستهلک نمودند. جهاز هاضمه ی او را درمانی حاصل نشد تا اینکه سرانجام در تاریخ ۱۸ اسفند ۶۴ در بعد از ظهری غریبانه، بر روی تخت بیمارستان ایرانمهر قلهک، رخت از دنیا بر بست به دیار باقی پرواز کرد. روحش شاد و یادش گرامی.

 

 آثار

 

 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا- الهه ناز- بهار دلنشین- بوی جوی مولیان- مرا عاشقی شیدا- آواز دیلمان- آواز ماهور- آلبوم های شاخه گل ۱ تا ۱۷- ترانه های چه شورها- نامه های گمشده- گلریزان- قصه شب- باد نو بهاری- گریه شمع- تویی عشق- مجموعه های گل های جاویدان و گل های رنگارنگ و بسیاری از آثار دیگر ایشان که بالغ بر ۴۵۰ اثر می باشد.

 

 پاورقی ها

 

 وی بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری خالقی بود- موسیقی را از مرتضی نی داوود و آواز را از میرزا ضیاء الدین رضایی یاد گرفت- بارها اذعان کرده که پیشرفت در زمینه موسیقی را مرهون استاد صبا و استاد خالقی می داند- بم ترین صدای مردانه را داشت و صدایش در ردیف آوا شناسی، صوت متوسط بود- ویژگی صدای او قدرت و لطافتِ توأمان بود- در اجرای صحیح تحریر ها می توان گفت کسی به مهارت او یافت نمی شد. در غلت دادن و پیراستن و کشش صدا شماره یک بود و تحریراتش عاری از هرگونه خشونت و زائدات اضافی و فالشی بود- به پیشنهاد کلنل علینقی وزیری و روح الله خالقی گام صدای خود را پایین تر آورد و باعث شد صدایش گیرا تر و دلنشین تر گردد- خالقی: «صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام»- در خواندن بنان هیچ کجا حتی یک بار هم شکستن کلمه، خواندن نابجا، درنگ و شتاب غیرمنطقی شنیده نمی شد- او بنیانگذار انجمن موسیقی ایران بود- اولین خواننده ایرانی آشنا به خط بین المللی موسیقی یا همان نت بود- وی با مریم وزیری خواهر کلنل علینقی وزیری ازدواج کرد و حاصل ازدواج شان پسری به نام بیژن بود و در سال ۱۳۴۴ نیز با پری دخت آور مزدوج شد- بنان در سال های پایانی عمر خود گوشه گیری را پیشه کرده و آهنگ رویای هستی را مکرراً گوش می داد و می گریست- آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا و کاروان را بهترین اثر های خود می دانست و اذعان داشت که کاروان را برای پس از مرگش خوانده است.

0