مقالات

مقالات

خصوصیات یک استاد خوب موسیقی

  • انتشار1397/05/16
  • 352بازدید
خصوصیات یک استاد خوب موسیقی

دوستان عزيزم سلام . مقاله زير را براساس تجربيات خودم و درددل‌هايی كه از هنرجويان موسيقی شنيده ام نوشته ام . از نظر شما يك استاد موسيقی خوب به چه كسی گفته مي شود . و چرا بعضي هنرجويان از كلاس خود زده مي شوند و ديگر ادامه نمي دهند؟ چند روز پيش با يك هنرجوی سه تار صحبت مي كردم . از استاد خود گله مند بود و مي گفت ديگر ادامه نمي دهد. علتش را جويا شدم . چون اين دوست عزيز را از اول شروع به يادگيری ساز مي شناختم و مي ديدم چه انگيزه زيادی براي يادگيری دارد خيلی برام عجيب بود . خوب دقت كنيد كه يك استاد چگونه مي تواند تأثير منفی داشته باشد . سمانه دختری احساسی ، خلاق و اكتيو بود ، سه ماهی مي شد كه مادرش را از دست داده بود برای اينكه تسلی خاطر پيدا كند و به آرامش برسد با من مشورت كرد و من طبق تجربه ، يادگيری سه تار را به او پيشنهاد دادم و گفتم با نواختن سه تار مي توانی به آرامش برسي و خودت را تخليه كني . به گفته من يك ساز مناسب خريد و كلاس ثبت نام كرد و مرتب به كلاس مي رفت . بنده هم گاهی از روند كلاس و درسهايش پرس و جو مي كردم اگر مشكلي در نواختن يا نت شناسي  داشت با من مشورت مي كرد و رفع اشكال مي كرد . چند روز پيش كه ازش سئوال كردم تا كجا پيش رفته ، گفت والا ديگه ادامه نمي دهم پرسيدم چرا ؟ تو كه خوب پيش مي رفتی « اما نكته اصلي داستان اينجاست » حرف هايي كه بهم زد باعث شد اين مقاله را بنويسم تا نكات منفی يك استاد نابلد را بشناسيد.

 

 

مسایلی که انگیزه سمانه را از بین برده بود

اولين موضوعی كه سمانه را آزار میداد اين بود كه استاد حريم استاد و شاگردی را رعايت نمي كرد . به هرحال حريم اخلاقی و احساسی بين خانم و آقا وجود دارد كه بايد رعايت شود . دومين موضوع اين بود كه كلاس درس استاد خشك بود يعني استادش فقط دنبال تكنيك ها و تمرينات كتاب ها بود . اين باعث خستگی هنرجو مي شود و كلاس برايش بی هدف مي شود . سومين و مهمترين موضوع اين بود كه استاد از سمانه شناخت نداشت و نمي دانست اون چی میخواست . اين تجربه را خودم در مدت تدريس به دست آوردم كه بايد هنرجو را شناخت . روحياتش ، تجربیاتش ، اخلاقياتش ، باورهاش . اصلاً بايد ببينيم برای چي كلاس موسيقي آمده . و دلش مي خواهد به كجا برسد . بعضي ها با تعصبات خشك فقط آموزه های خودشان را در مغز هنرجو تزريق مي كنند . يعني يادگرفته اند كه استاد بايد درس بدهد و هنرجو هفته بعد درس را بنوازد و بيايد و يك سيستم آموزش ماشيني را پي گرفته اند. به نظر شما اين روش پويايی دارد؟ آيا هنرجويي كه ماشينی پيش رفته است و هر آنچه را که سلیقه خود استاد بوده  و به مغزش تزریق کرده خلاق مي شود؟ خير فقط يك رباتی مي شود كه بهش ديتا داده اند بعد همان را برای شما اجرا مي كند . و اين روش ، سمانه خلاق و ايده پرداز را خسته كرده بود وبه قول خودش اواخر نگاهش به ساعت بود كه كلاس کی تمام میشود.

 

و اما نگرش من

من معتقدم هنرجوی من در طول مدتي كه در كلاس است سه مدل آموزش را بايد دريافت كند . اول : درس های خودش (تمرينات كتاب) دوم : كمي تئوري موسيقی سوم : بداهه نوازی . به این صورت که تصويری به او مي دهم و مي گويم چه توصيفی از اين دارد . باید تصوير را به منزل ببرد و برای هفته بعد متناسب با دركياتش از تصوير، قطعه ای روی آن بنوازد و احساس خودش را بيان كند. این روش تصویر سازی از ایده های خودم است . نتيجه گيری كه از اين روش داشتم اين بوده كه : 1 - هنرجو خسته نمي شود و روز به روز مشتاق تر مي شود 2 - ذهنش را باز مي كند و خلاقيت را افزايش مي دهد 3 - از فضای یکنواخت و خشك كلاس بيرون مي آيد و پايه و اصل و بداهه نوازي را ياد مي‌گيرد وقتي بداهه نوازی كرد و احساس خودش را روی ساز آورد ، هم به آرامش مي رسد و هم ذهنش خلاق و بارور میشود . و این روش دقیقا همان چیزی بود که سمانه میخواست . كتاب ها و تئوري موسيقي 50% كلاس را تشكيل مي دهد 50% مابقي بايد احساس و درك خود هنرجو باشد ، هر سازی مي نوازيد و شاگرد هر استادی هستيد اين مقاله را برايش بفرستيد و حتما نظرشون رو در مورد این مقاله بپرسید .

 

نویسنده : علی اقبال

 

0