مقالات

مقالات

ریشه خشم منتقدان بر آموزش مجازی سه تار توسط علی اقبال

  • انتشار1398/10/21
  • 58بازدید
ریشه خشم منتقدان بر آموزش مجازی سه تار توسط علی اقبال

ریشه خشم منتقد نماها از متد آموزش علی اقبال:

 

ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

احباب حاضرند، به اعدا چه حاجت است؟

 

در ابتدای این مقاله می خواهم از همه کسانی که با پیامهای پر مهر خود، به ما دلگرمی و انگیزه می دهند تشکر کنم. مهربانی شما وظیفه ما را در ادامه راهی که قدم در آن نهاده ایم سنگین تر می کند. امید است بتوانیم گوشه ای از محبت شما را جبران کنیم.

دوستانی که در فضای مجازی و مخصوصا اینستاگرام ما را دنبال می کنند، احتمالا با برخی از حملات تند و غیر منصفانه کاربرانی مواجه شده اند که نه از سر دلسوزی، بلکه بنا به دلایلی که در ادامه مفصلا شرح خواهم داد، قصدشان تخریب و گاها تحقیر اینجانب می باشد. این افراد به هر طریقی سعی در بروز منفی نگری خود دارند. از پیامهای شخصی گرفته ، تا نظرات در اینستاگرام و سایر جاهای حقیقی و مجازی. این بی انصافی ها فقط مختص به این حقیر نیست. هر کجا که نظری بیفکنید، رد پای این افراد را مشاهده خواهید کرد. و غافل هم نشویم از افرادی که از سر دلسوزی واقعی، همانند آینه ای تمام قد، عیب ها و اشکالات را بر ما عیان کرده و باعث پیشرفت و رفع اشکال ما می گردند. من از همینجا دست این دوستان را به گرمی می فشارم.

 

علی اقبال کیست؟

 

 نخست بر خود لازم دیدم تا کمی در مورد انگیزه ها و اهدافم برایتان صحبت کنم. من علی اقبال هستم و در تمامی سالهای عمرم هیچ گاه به خود لقب استاد ندادم. هنر جویانم گاه مرا استاد خطاب میکنند که این امر موجبات شرمندگی من می شود. سالها زحمت کشیدم تا بتوانم به آرزوی خود ، یعنی یادگیری موسیقی تئوری و عملی برسم و در این راه دیگران را نیز با خود همسو کنم.

روحیات من از سالها پیش اینگونه است که اگر هنری را یاد گرفتم، سعی کنم آن را نشر دهم. شاید باعث شوم چراغی در دل کسی روشن شود. هنر من هم موسیقی ست. پس هدفم را در راستای تحقق این مهم، نشر آموخته ها و اندوخته های خود می دانم. این امر به وجود من معنا می بخشد. باعث می شود بدانم هدفی غیر از زندگی مادی برایم وجود دارد. بنده به دنیای انسانهایی که در اجتماعشان زندگی می کنم، احساس دین می کنم.

 

آموزش مجازی ساز سه تار

 

من هم مثل اکثر مدرسین موسیقی، کار خود را با تدریس در کلاس های خصوصی و غیر خصوصی آغاز کردم. با گسترش حیطه فضای مجازی و رشد چشمگیر کاربران، بسیاری از هزینه های غیر ضروری در امر آموزش می توانست حذف گردد. هزینه هایی همچون بُعد مسافت، اتلاف وقت و انرژی و... که در این مورد قبلا مقاله ای را ارائه کرده ایم و ذکر تمام موارد از حوصله این مقال خارج است. با ورانداز کردن تمام معایب و مزایای آموزش از طریق فضای مجازی، به این نتیجه رسیدم که بهتر است وقت خود را به ایجاد زیر ساخت های این نوع آموزش اختصاص دهم. تک و تنها و با دستانی خالی، توانستم یک استودیوی موسیقی بسازم. در حالی که من هم می توانستم به آموزش حضوری ادامه دهم، مدتها وقت خود را صرف تجهیز نمودن و آماده سازی این کار کردم. در ابتدای راه، هر کس به من میرسید با جمله ای مرا دلسرد می کرد.

علی بیخیال شو- علی این کارها به نتیجه نمی رسد وقت و پولت را هدر نده- علی این راهی که تو آغاز کردی انتهایش شکست قطعیست و انواع و اقسام جملات ناامید کننده دیگر. البته اکثرا خوبی مرا می خواستند و هدفشان از دلسرد کردن من، جلوگیری از شکست بود. اما تسلیم نشدم و این ناملایمت ها را پشت سر گذاشتم تا بلاخره توانستم نخستین آموزش های غیر حضوری خود را در فضای نامحدود مجازی ارائه کنم.

خدا را شاکرم که توانستم رضایت مخاطبین خود را جلب کرده و تا حد توان آنچه را که در طول سالها رنج و محنت آموخته بودم، برای علاقه مندان به موسیقی به ویژه ساز سه تار به اشتراک بگذارم.

 

 

غرض ورزان تخریب گر در پوستین منتقد

 

انتقاد همیشه بالاترین نیاز یک تولید کننده است. تا انتقاد نباشد، آگاهی از کیفیت و چند و چون محصول تولیدی میسور نمی شود. بارها عنوان کرده ام مدیون کسانی هستم که با انتقادهای سازنده خود، مرا از عیب هایم آگاه نمودند. انتقاد سازنده به هر نحوی ادا شود، باز جای تشکر دارد. حتی اگر با لحنی تند و قالبی تهاجمی صورت پذیرد. جا دارد همینجا از تمام کسانی که از سر دلسوزی مرا نقد کرده اند صمیمانه تشکر کنم.

 اما گاهی برخی افراد به صورت مستقیم و غیر مستقیم، به سنگ اندازی و تخریب می پردازند که در اکثر اوقات این رفتار آنها رنگ  اهانت و تحقیر به خود می گیرد.

همگام با گذر زمان، حملات غیر منصفانه هم آغاز شد و روز به روز شدت گرفت. این حملات را در چند دسته می توان خلاصه کرد.

  • کسانی که مستقیما به توهین و تحقیر می پردازند. من با این دسته کاری ندارم. حداقل می دانم که ایشان در کار خود صداقت دارند. رو هستند. اصولا با توهین های این دسته برخورد خاصی نمی کنم و به دیده اغماض از آنها گذر می کنم.
  •  
  • کسانی که حملاتشان از روی بی اطلاعی نسبت به تخصص مذکور(آموزش سه تار) می باشد. این دسته نیز همچون دسته اول، غرض خاصی ندارند و صرفا  هنجارهای اجتماعی خود را بروز می دهند.
  •  
  • غرض ورزان تخریب گر.
  •  

روی سخن من با این دسته است. کسانی که حملاتشان در پوستین انتقاد است، ولی باطن آن شیطنت و تخریب می باشد. این دسته نهایت سعی خود را می کنند تا باور مردم را نسبت به تولید کننده منفی کنند. در صحبتها و انتقادهایشان نشانه های بارزی وجود دارد که به راحتی می توان آن را تشخیص داد. نشانه هایی همچون غلو در بیان ایراد- رعایت نکردن حریم عفت کلام- ربط دادن موضوعاتی بی ربط- تمسخر لفظی و معنوی- منحرف شدن از بحث اصلی- نتیجه گیری شخصی- نپذیرفتن توضیحات منطقی و... این افراد تلاش می کنند تا با حمله هایی از پیش طراحی شده، روان تولید کننده را به هم بریزند و موجب از کوره در رفتن و عصبانیت او گردند. سپس همین عصبانیت را دستاویزی برای تمسخر و اعلام پیروزی خود قرار  دهند.

خدا را شکر که من همیشه سرم در کار خودم بوده و هیچ گاه با این سنگ اندازی ها دلسرد و دلزده نشدم. همین که هنرجویان عزیز با پیامهای پر مهر خودشان مرا مورد تفقد قرار میدهند برایم از همه چیز با ارزش تر است. در این سالها یاد گرفته ام که در مقابل غرض ورزان سعه صدر و بردباری پیشه کنم. هر چند گاهی با تهمت ها و سخنان نا روای ایشان دچار غمی گذرا می گردم، ولی همیشه دستم را به زانوهای خود گرفته ام و هیچ گاه در صدد تخریب متقابل یا انتقام بر نیامده ام.

 

چگونه بدون رفتن به کلاس سه تار یاد بگیریم

 

ریشه خشم منتقد نماها و غرض ورزان از متد آموزشی من

 

همانطور که اشاره کردم، برخی از افراد که خود را دارای تخصص هم می دانند، چه مستقیم چه در لفافه، چه در روبرو چه در پشت سر، به جای انتقاد سعی در تخریب من دارند. با تحقیقاتی که انجام دادم و از حاصل تفکراتم، دلیل این خشم را در این چند مورد دیدم.

 

این افراد گمان می کنند روش آموزشی من دارای اشکال است و به قول خودشان میخواهند جلوی متضرر شدن هنرجویان را بگیرند. پاسخ من به این افراد: دوست عزیز! اگر روش آموزشی من مشکل داشت، حتما افراد آگاه تر و متخصص تری نسبت به شما مرا هشیار می کردند. نه تنها هنر جویان، بلکه بسیاری از متخصصین امر، روش مرا یک روش اصولی و کار شده می دانند.

 

این افراد گاهی در پیامهایشان مستقیم گفته اند که قصد شما فقط سرکیسه کردن و اخذ پول از هنرجویان است.

 

پاسخ من : محتوای آموزشی که من ارائه می کنم، خود به خود تولید نشده. برای تک تک ثانیه های ویدئوها تلاش کرده ام و عرق ریخته ام. گاهی برای ضبط آموزش یک آهنگ ساده، بیش از ده ساعت  تمام وقت می گذارم. هیچ گاه یاد ندارم که بیکار بوده باشم. تمام تلاشم را صرف  بالا بردن سطح کیفی آموزش های خود کرده ام. بد نیست یک نگاهی هم به سایت ما بیاندازید و قیمت ها را مشاهده کنید. متوجه خواهید شد که این برداشت شما از من، اشتباه است.

 

این دسته که همشهری و همکار خود ما نیز هستند، می گویند ارائه محصولات مجازی شما باعث کساد در کار ما و کم شدن هنرجویان ما می شود.

 

پاسخ: همکار عزیز! فقط پانزده در صد از هنرجویان من اهل شهر کاشان هستند. ۸۰ در صد آنها اصلا کاشانی نیستند. بسیاری از آنها حتی تا به حال از کاشان گذر هم نکرده اند. پنج درصد مابقی هم هنرجویانی هستند که در خارج از کشور از محصولات ما استفاده می کنند. پس دلیل کم شدن هنرجویان خود را بایستی در جای دیگری جستجو کنید.

 

متاسفانه برخی از این غرض ورزان، دچار حسادت گشته اند. مثالی را برای شما بزنم. یکی از نوازندگان سه تار در کامنتهای یک پیج معتبر، با ذکر نام من، شروع به توهین کرد و ده بیست نفر را هم در آن کامنت تگ نمود. ابتدا فکر کردم اشتباه دیدم. ولی وقتی دقت کردم، از صحت آن مطمئن شدم. مخلص حرفهایش این بود: من در نوازندگی از تو بسیار بالاترم. تو با دروغ و کلک توانسته ای هنر جویان از همه جا بیخبر را دور خود جمع کنی و برای خود در آمد حاصل کنی.

 

پاسخ من: دوست عزیز! شما با فضای رقابتی آشنا هستی؟ در دوره ای که رقابت ها در همه جا فشرده و نفس گیر است، چگونه توانسته ام با دروغ و کلک چند سال دوام بیاورم؟ نخیر! دلیل تداوم من صداقت است. تلاش و همت و پشتکار است. و گرنه خیلی زود از گردونه رانده می شدم. من بارها اعلام کرده ام که استاد نیستم. ولی سواد و علم لازم برای تدریس را در طول سالیان دراز کسب کرده ام. به جای نشستن و حمله ور شدن به دیگران، برخیز و تو هم یا علی بگو. به قول شیخ اجل "نابرده رنج گنج میسر نمی شود". من رنج این راه را چشیده ام. و اکنون به گنج رسیده ام. و گنج من همان رضایت هنرجویان است.

 

این دسته مرا به بی سوادی محکوم می کنند.

 

پاسخ من: بنده در طول این سالها همیشه در حال یادگیری و پژوهش بوده ام. ولی همچنان خود را هنر جو می دانم. هیچ کس کامل نیست. دوست عزیز! به جای انگ زدن، بهتر است کمی با روش های من در سایت و کانال آشنا شوی. به قول معروف: (گر تو بهتر می زنی بستان بزن!!)

 

 

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
 

همانطور که گفتیم، هیچ انسانی عاری از خطا و اشتباه نیست. من نیز خود را از این قائده مستثنی نمی دانم. هر کجا هم که در ویدئوهای خود اشتباهی کرده باشم، با صراحت در متن مربوط به آن ، به اشتباه خود اشاره کرده و فرم صحیح را توضیح داده ام. چندی پیش یکی از استاد های با سابقه من با مراجعه به سایت نت به نت و مشاهده کم و کیف آن، ضمن تقدیر از عملکرد آموزشی من، یک اشکالی را در یکی از درسهایم پیدا کرد. ایشان به صورت شخصی به من پیام داد و مرا متوجه اشتباهم کرد. اینگونه بود که ضمن رفع اشکال، تا هر وقت که عمر داشته باشم، یاد رفتار پسندیده ایشان را دلم زنده نگاه خواهم داشت.

دوست عزیز! اگر از هر انسان واجب الخطایی اشتباه دیدی، لازم نیست از تریبون عمومی استفاده کنی و به کوبیدن او بپردازی. اگر واقعا حرکت شما از سر دلسوزیست، میتوانی در دایرکت یا پی وی و یا هر مکان حقیقی و مجازی دیگر اشتباه او را گوشزد کنی. اینگونه هم خود را در نظر او ارج و قرب بخشیده ای، هم مطمئنا تاثیر بهتری بر اصلاح اشتباه او خواهی داشت.

 

سخنی با هنرجویان
 

من، علی اقبال، تا شما خوبان را همراه خود داشته باشم، از کوچکترین تلاشی برای ارائه و ارتقاء خدمات خود مضایقه نخواهم کرد. این حملات کوبنده را نیز همچون همیشه در خود حل می کنم و با یاری پروردگار و به عشق شما، قدرتمندانه راهی را که آغاز کرده ام را ادامه می دهم. این مقاله را صرفا برای آن دسته ای نوشتم که همیشه مورد هجمه آنان قرار می گیرم. باشد که با خواندن این مطالب به پاسخ های لازم دست یابند.

 

سخن پایانی
 

چند صفت در آدمیزاد وجود دارد که باید آنها را مهار کند. تمامی آموزه های دینی و فلسفی و علمی و عرفانی، همه و همه از وجود این صفات گفته اند و خطرات کنترل نکردن آنها را گوشزد کرده اند. یکی از این صفات حسد است.

حسد در صورت عدم کنترل، می تواند به مرغی گوشتخوار تبدیل شده که منقار در قلب آدمی فرو می کند و از گوشت قلب او می خورد.

مولای متقیان حضرت علی(ع): «حسادت نتيجه اى جز زيان و ناراحتى كه دلت را سست و تنت را بيمار مى گرداند به بار نمى آورد.»

 بها دادن و قدرت بخشیدن به حسد، بنای زندگی را آوار می کند. ما اشرف مخلوقات شده ایم تا بتوانیم عزت ضمیر خود را حفظ نماییم.

 

ما ز فلک برتریم، وز ملک افزون تریم

زین دو چرا نگذریم؟ منزل ما کبریاست...

 

شاد و پیروز باشید.

0