مقالات

مقالات

زندگی نامه استاد محمدرضا شجریان

  • انتشار1398/05/06
  • 77بازدید
زندگی نامه استاد محمدرضا شجریان

 

مقدمه  

 

در تاریخ هنر معدودند کسانی که خود هنر به وجود آنها ببالد. یکی از آنها استاد محمد رضا شجریان است. بی شک در آینده ای نه چندان دور از ما به عنوان کسانی نام خواهند برد که افتخار هم عصری با این بلبل خوش الحان آواز را داشته اند. کسی که نغمه  برآمده از گلویش گویا طنین باشکوه و دلنوازی از بهشت برین است. کسی که ربنایش دل و جان هر کسی را لرزانده. استاد شش دنگ صدا، محمد رضا شجریان.

 

 

از کودکی تا نوجوانی 

 

در اولین روز پاییز ۱۳۱۹ در شهر مشهد و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. خودش عنوان کرده که در پنج سالگی، یعنی در سنی که حرف زدن عادی هم مشکل است، در خلوت خویش همواره آواز را زمزمه میکرده و می خوانده.

هشت ساله بود که نزد پدرش مرحوم مهدی شجریان که او نیز نوای خوشی داشته، شروع به یادگیری و تعلیم تلاوت  قرآن کریم نموده. در ۹ سالگی تلاوت قرآن را رسما آغاز، و یکسال بعد در مجامع سیاسی، مذهبی و اجتماعی آن زمان در مشهد این کار را ادامه می دهد.

 

 

آغاز پیگیری مجدانه آواز

 

در سال ۱۳۳۶ برای ادامه تحصیل به دانشسرای مقدماتی مشهد می رود و در همین اثنا با یک معلم موسیقی به نام جوان آشنا می گردد. و در خود می بیند که باید کار آواز را به صورت جدی و مصمم پیگیری کند.

این پیگیری برای ایشان سکوی جهشی شد به گونه ای که  در سال ۱۳۳۸ منجر به اجرای آوازهای بی نقص و همچنین تلاوت های  قرآنی برای رادیوی استانی خراسان گردید. برای یک جوان ۱۹ ساله این یک رویای فانتزی و شیرین بود، ولی او با پشتکار و بهرمندی از استعداد خدادادی خود رنگ واقعیت به این رویا بخشید و این تازه آغاز راه بود...

 

 

 

آشنایی با ساز سنتور 

 

بعد از اخذ مدرک دیپلم از دانشسرای عالی مشهد، در سال ۱۳۳۹ به استخدام آموزش و پرورش در آمد. در همین سال او با ساز سنتور آشنا شد. سنتور اولین سازی بود که شجریان به آن علاقه مند شد، که این علاقه وافر را با یادگیری نت ها و طریق نواختن نزد استاد جلال اخباری به منصه عمل رسانید.

 

 

ازدواج 

 

۲۱ مهرماه ۱۳۴۰ دوشیزه ای با نام فرخنده گل افشان که او نیز همانند محمدرضا معلم دبستان بود را در شهر قوچان به عقد خویش درآورده و تقریبا یک سال بعد به تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۴۱ ازدواجشان را در شهر مشهد جشن گرفتند. حاصل این ازدواج ۴ فرزند به نامهای راحله، افسانه، مژگان و همایون بود.

 

 

رفتن به تهران و آغاز راه تجلی 

 

آذر ماه ۱۳۴۶ بود که شجریان بعد از چند سال معلمی و مدیریت در دبستان های مشهد به تهران منتقل می شود. درست در همان ابتدا به واسطه هنر مسحور کننده اش با استاد احمد عبادی، نوازنده معروف سه تار آشنا می شود و در ره پیشرفتش سرعت دو چندانی به خود می گیرد. همزمان به کلاسهای آواز استاد اسماعیل مهرتاش می رود. در همین سال همکاری خود را با رادیو ایران آغاز می کند و اولین برنامه رادیویی ایشان با نام برگ سبز شماره ۲۱۶ در تاریخ ۱۵ آذرماه به روی آنتن می رود.

 

 

سیاوش بیدکانی یا محمدرضا شجریان؟ 

 

مهدی شجریان، پدر محمدرضا خود قاری قرآن بود و از همان کودکی محمدرضا را با آموزه های پرورش صدا تعلیم می داد. وی بسیار سختگیر بود و به هر طریقی که شده بنیان اهداف شجریان را بر محوریت تلاوت قرآن بنا نهاد و به جز تلاوت به هیچ چیز دیگری در مورد آینده وی نمی اندیشید.

سختگیری وی به حدی بود که محمدرضا در پایه هشتم و یازدهم مدرسه مردود تحصیلی شد. از این رو در ابتدای امر که محمدرضا رشته موسیقی را دنبال می کرد، تا چند سال خود را با نام سیاوش بیدکانی معرفی نموده و نقل است که خودش در این باره می گوید اگر پدرم می فهمید که رشته موسیقی را دنبال میکنم، مشکلات فراوانی را برایم ایجاد می کرد. به همین رو بدون اینکه او با خبر شود به فعالیت در زمینه موسیقی و با نام مستعار سیاوش بیدکانی می پرداختم.

 

 

ربنا 

 

بیش از سه دهه مردم ایران در ماه ضیافت الهی با شنیدن نوای روحانی ربنای استاد شجریان به استقبال افطار می رفتند. اما ماجرای ربنا چه بود؟

استاد شجریان در این باره گفته است : من ربنا را به دو نفر از خوانندگان درس می دادم و قصدم از اجرای آن پخش از رادیو و تلوزیون نبود. آن را در استودیو ضبط کردیم و نوار آن را یک روز قبل از ماه رمضان تحویل دادم. اما بعدا دیدم که همان ربنا را با صدای خودم پخش کردند. زنگ زدم و گفتم چرا این را پخش کردید؟ در جواب گفتند تیری بود که از کمان در رفت. قبلا ذبیحی ربنا را خوانده بود و پخش می شد، اما گفتند حالا که انقلاب شده، برنامه های ماه رمضان ما باید متناسب و هم تراز شان انقلاب باشد. نا گفته نماند که ربنای شجریان به دلیل مواضع سیاسی چند سالی است که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش نمی شود.

 

 

خوشنویسی 

 

هنر خسرو آواز به تلاوت قرآن و آواز و تصنیف خوانی محدود نمی شد. در اوایل دهه چهل، پس از مهاجرت به تهران و شروع فعالیت ها و تعلیم آواز نزد اساتیدی که پیش تر ذکر شد؛ وارد انجمن تازه تاسیس خوشنویسان آن زمان شد. خط شکسته را نزد استاد ابراهیم بوذری و خط نستعلیق را در محضر استادان سید حسین و سید حسن میرخانی آموزش دید. وی در سال ۱۳۴۹ گواهینامه ممتاز خوشنویسی را اخذ نمود.

البته شجریان به همین عنوان بسنده کرده چرا که هدفش را فقط خوش خطی می دانست و در دوره های بالاتر و استادی به علت مشغله شرکت نکرد. هرچند که ایشان تا اوایل دهه شصت با انجمن خوشنویسان در ارتباط بوده و در چند همایش خوشنویسی نیز شرکت کرده و حتی آثاری هم ارائه داده. عکسی که در زیر مشاهده میکنید یکی از آثار خطاطی استاد شجریان می باشد.

 

 

 

 

خلاصه ای از فعالیت های موسیقی 

 

وی در سال ۱۳۴۹ با تلویزیون ملی همکاری خود را آغاز می کند. یک سال بعد با شاعر بزرگ هوشنگ ابتهاج « سایه »  آشنا می شود و با او در برنامه گلهای تازه رادیو همکار می شود.

در سال ۱۳۵۲ مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به همراه تنی چند از هنرمندان نامی همچون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، ناصر فرهنگفر و... به سر پرستی استاد داریوش صفت تاسیس می کنند. دو سال بعد در جشنواره توس (نیشابور) شرکت می کند، همچنین در برنامه جشن حافظیه شیراز به اتفاق محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر به اجرای برنامه راست پنجگاه می پردازد.

سپس شرکت دل آواز را در سال ۵۶ تاسیس می کند.

در سالهای دهه ۶۰ به همراه پرویز مشکاتیان فعالیت وسیعی را آغاز می کند که از حاصل آن می توان از آلبوم های معروف و مطرحی چون ، بیداد، ماهور، دستان و... نام برد.

از سال ۱۳۶۸ در اروپا و آمریکا به همراه گروه پیرنیاکان و عندلیبی به اجرای چند کنسرت می پردازد.

در سال ۱۳۷۴ کنسرت های متعددی در شهرهای مختلف ایران برگزار میکند که خلق آلبوم خاطره انگیز چشمه نوش با همکاری محمدرضا لطفی و چند آلبوم دیگر در همین سال رقم می خورد. وی دو سال بعد با همکاری کیهان کلهر آلبوم بی نظیر شب سکوت کویر را به وجود می آورد.

در اوایل دهه ۸۰ به همراه علیزاده و کلهر در اروپا و آمریکا کنسرت های پر شوری اجرا میکند. کنسرت هایی که منتج به تولید آلبوم های معروفی همچون نوای مرکب خوانی، بیداد و زمستان است می گردد.

و البته کنسرت ها و اجراهای بسیار دیگری که از حوصله این مقال خارج است.

 

 

بیماری استاد شجریان

 

در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ شایعاتی مبنی بر بیماری استاد بر سر زبانها افتاد که هیچ گاه از مرز شایعه فراتر نرفت. تا اینکه در نوروز ۹۵ خود ایشان در پیام تصویری تبریک نوروز با ظاهری متفاوت و کاملا دگرگون شده به طوری که سینه عاشقانش را مالامال از اندوه کرد؛ خبر از بیماری خود داد و از این واقعیت تلخ پرده برداشت.

در این پیام از بیماری سرطان خود به عنوان میهمانی ناخوانده نام برد که پانزده سال است که با یکدیگر آشنا و دوست شده اند. ایشان وعده داد که خوب خواهد شد و کارهای هنری خود را دنبال خواهد کرد. همچنین از دو رفیق دیرینه اش، محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان یاد کرده و با ابراز دلتنگی مراتب علاقه خود را به آنها بیان نمود. اما... امان از این دنیای بی وفا که نه در حال و روز خود استاد بهبود حاصل گشت و نه رفقایش زنده ماندند. به امید شفای این اسطوره بزرگ مقام، ایران و جهان.

 

 

پاورقی :

در ۱۳ سالگی در بین دانش آموزان شهر مشهد شاگرد ممتاز شد.

در سال ۱۳۳۴ پس از حضور در مسابقات فوتبال دبیرستان های مشهد، موفق به راهیابی به تیم فوتبال دانش آموزی استان خراسان می گردد.

روزنامه ونکوورسان از او به عنوان یکی از مهمترین هنرمندان جهان نام برد.

رادیوی عمومی ملی ((NPR وی را یکی از ۵۰ صدای برتر تاریخ می دانست.

برای یک صدای خوب اجرای صحیح ۱۵ نت کافی است. در حالی که وی با وسعت صدایش تا ۱۹ نت را نیز به راحتی اجرا می نمود.

سال ۱۳۵۶ رتبه نخست تلاوت قرآن کشوری را به دست آورد. و در سال ۵۷ در مسابقات جهانی تلاوت قرآن در مالزی، با اینکه در لحظات آخر و بدون هماهنگی جایگزین قاری اصلی شده بود، مقام دوم جهانی را کسب نمود.

 

پس از اتفاقات ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و کشتار خونین مردم بیگناه، به نشانه اعتراض به صورت دسته جمعی از رادیو استعفا داده و همچنین کنسرت خود که قرار بود به همراه گروه شیدا در مسکو اجرا شود را لغو کرد. بعدها اعلام کرد که تصمیم لغو این کنسرت از طرف خودش، محمد رضا لطفی و هوشنگ ابتهاج بوده. سال ۱۳۷۱ برای دومین بار ازدواج کرد. نام همسر دوم وی کتایون خوانساری می باشد و حاصل این ازدواج فرزندی بود که در سال ۷۶ به دنیا آمد به نام رایان.استاد چند ساز ابداعی هم به نام خود ثبت کرده از جمله سازهای ساغر، کرشمه، سبو، شهر آشوب، صراحی و...اساتید زیادی در وصف استاد شعر و مطلب گفته اند، به عنوان مثال :هوشنگ ابتهاج (سایه) : «قدسیان می دمند نای تو را/ تا خدا بشنود نوای تو را/ آسمان پهن کرده گوش که باز/ بشنود بانگ ربنای تو را». یغما گلرویی : «این مرد راوی دوران است، او رازهای مگو دارد/حلاج حنجره اش میل آوازهای مگو دارد/ خیام در نفسش خفته، حافظ به حافظه بنهفته/ صدها ترنّم طوفانی با سازهای مگو دارد.» دکتر شفیعی کدکنی : «بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد/ وطن ز نو جوان شود دمی دگر برآورد...»

 

 

آلبوم های منتشر شده 

 

چهره به چهره ، گلبانگ شجریان ، چاووش ۱ (به یاد عارف) ، چاووش ۲ ، چاووش ۳ ، چاووش ۶ (سپیده) ، چاووش ۷ ، چاووش ۹ (جان جان) ، راز دل (خون جوانان وطن)، خلوت گزیده انتظار دل، پیوند مهر، آستان جانان، سرّ عشق (ماهور)، بیداد ،  نوا (مرکب خوانی) ، دستان، دود عود، ساز قصه‌ گو و کنسرت بزرگداشت حافظ، پیام نسیم، دل مجنون، سرو چمان، آسمان عشق، دلشدگان، دیلمان، رباعیات خیام، چشمه نوش، بهاریه، یاد ایام، جان عشاق، گنبد مینا، پیغام اهل دل (همایون مثنوی)، در خیال، رسوای دل، عشق داند، شب وصل، معمای هستی، شب سکوت کویر، آهنگ وفا، آرام جان، بوی باران، زمستان است، بی تو به سر نمی ‌شود، فریاد، هم ‌نوا با بم، جام تهی، ساز خاموش، سرود مهر،غوغای عشق بازان،کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا،آه باران، زبان آتش، رندان مست، مرغ خوش خوان، کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز در دبی، کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز(رندان مست و مرغ خوش‌ خوان)، رنگ‌ های تعالی، طریق عشق

 

نویسنده : محمد حنطه ای

0